کد خبر:


‘;

$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “

با موفقیت ارسال شد

“+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent4_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}

function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}

به گفته خبرنگار فرهنگی آینده برتر، این هنرمند جوان که سبک فیوژن پاپ سنتی را برای اجرای موسیقی برگزیده هست شب گذشته(چهارشنبه) به ترتیب قطعات دعاکن، به سوی تو، عطر خاطره، آهسته، تار رباب، شهزاده، فصل زرد، لحظه شیرین، بی تابانه، جدایی، جانانه، لالایی، آتش، آخرین رویا، سیه مو، رفته و بهار را برای طرفداران خود در سالن همایش های برج میلاد اجرا کرد.
پیش و پس از اجرای هر قطعه که همه نیز مورد اقبال واقع شد اما فریادهای «لالایی، لالایی» از سوی حضار نشان می داد که شاهکار علی زند وکیلی تاکنون همین قطعه بوده هست.
حنجره وکیلی را ساز جاز از شایان ریاحی، ویلون و کمانجه سینا علم، گیتار امید غفاریان، گیتار بیس آیدین صادق زاده ، مجموعه سازهای کوبه ای افشین بابایی و پیانو همراهی کردند.
برج میلاد تنها یک کنسرت از جشنواره موسیقی فجر امسال را میزبانی می کند که آن هم دیشب برگزار شد.
فضای حاکم بر سالن همایش های برج میلاد که فقط یک کنسرت از جشنواره امسال در آن اجرا می شود با سبک اجرا یعنی فیوژن همخوان بود البته با توجه به بافت جمعیتی که تمام صندلی ها را نیز پر کرده بود دست بالا با موسیقی سنتی بود.
سازهای تار و کمانچه که همیشه در این گروه برتری ظریفی دارند، همراه با سازهای کوبه ای ایرانی و نیز وام گرفته خارجی مثل جاز و از سوی دیگر گیتار برقی گاهی برتری را به تم های غیر ایرانی می داد مثل قطعه «آتش» که شنونده را به راحتی تا اسپانیا و عثمانی می برد.
گاهی اگر کمانچه کش به فریاد نمی رسید می دیدیم که گیتار الکترونیکی می خواهد این اجرای فیوژن را به نفع پاپ غربی تمام کند.
البته گوش آشنا می توانست از لابه لای بعضی لحظات شدیدا غرب گرایانه موسیقی های مقامی ایران را بشنود مثل تم آذری در قطعه آهسته.
پیش درآمد در قطعه «سیه مو» بار دیگر توان کمانچه ایرانی در اجرای موسیقی میهمان را یادآور می شود.
این گروه موسیقایی از ترانه ها و تم هایی استفاده می کنند که بطور قطع می توان آنها را در سبک سنتی جای داد اما سازهای جاز و گیتار الکترونیک آنها را همجوار سبک جاز غربی می کند، همه پذیرفته اند که تلفیق دو سبک موسیقایی برای زند وکیلی محبوبیت و مقبولیت به همراه داشته اما داستان روی صحنه شکل دیگری نیز پیدا می کرد.
اگر ترانه ها و سازها را برای دقایقی در نظر نگیریم و بر حرکات خواننده متمرکز شویم اجرایی از یک خواننده راک اند رول آمریکایی را می بینیم که با دست و سر و افت و خیزهای زیاد روی سن پر از دود سعی دارد با تماشاگر ارتباط بگیرد و او را به جنب و جوش وادارد در حالیکه سهم بیشتر سبک سنتی در کار زند وکیلی، چیزی غیر از این را از خواننده می طلبد.
از سوی دیگر سالن همایش های برج میلاد البته مانند دیگر تالارهای کشور با توجه به فرهنگ اسلامی حاکم برموسیقی ایران فاقد فضایی برای تحرک تماشاگر هست.
علی زند وکیلی را در نهایت سنتی خوان می دانند، تصنیف خوانان نامی همخوانی حضار و کف و سوت زدن حین اجرا را در شان موسیقی فاخر نمی دانستند.
اما روی این سن، ارتباط گیری با حضار از طریق دعوت به همخوانی با خواننده و تشویق به تخلیه انرژی این را در ذهن شکل می داد که اینجا یک دورهمی شاد و تفریحی سالم و جوانانه هست و تلاش برای تعالی بخشی موسیقی برای وقتی و جایی دیگر گذاشته شده هست.
اگرچه تماشاگران میانسال و گاهی اطفال کمتر از یکساله همراه خانواده، تعداد قابل توجهی را در سالن تشکیل می دادند می بینیم زند وکیلی همانطور که خود گفته هست قصد ندارد نوستالژی ها را درهم بریزد.
وقتی صدای حنجره، شنوندگان را وادار به حذف صدای سازها می کند تا جایی که لحظاتی گویا نوازندگان فقط ادای نواختن را در می اورند و ساز و آواز یکدیگر راه همراهی نمی کنند هدر رفتن قدرت حنجره و اوج صدا هست این اوج خوانی در قطعه تار رباب دیده شد اگر چه همین موضوع در اجرای «فصل زرد» نقطه قوت بود.
شاید خواننده بخاطر زنده بودن یک اجرای جشنواره ای و حضور شنوندگان چنین گزینشی کرده باشد.
در آخر اجرا وقتی هنرمند پایان قطعه را در اوج صدا خواند مورد تشویق حضار قرار گرفت. این نیز از لحظاتی بود که کمبود سالن های مخصوص کنسرت در کشور ما را گوشزد می کرد زیرا اسباب پخش صدا نمی توانست هنرنمایی زند وکیلی را درست منعکس کند اما شنوندگان آزار صوتی را نشنیده گرفتند و در عوض از توان دیافراگمی و نفس طولانی خواننده جوان لذت بردند.
به نظر می رسد بیشترین آزاری که حضار شنیدند مربوط به تجهیزات و یا تنظیم صدای سالن بود، بلندگوها در بسامدی تنظیم شده بودند که شیرینی بعضی زینت های سازها یا صدای خواننده را به خشونت می کشاند.
حجم صدای دیسکویی در یک سالن که شنوندگان به ردیف برای شنیدن و گاه همراهی ریتمیک به وسیله دست زدن، نشسته اند، زیاد هست.
با توجه به قابلیت هفت دستگاه ایرانی و موسیقی مقامی و مناطق که در کشور ما از تنوع بی پایانی برخوردار هست به عنوان سرمایه سبک سنتی و پر انرژی بودن و محبوبیت به عنوان آورده علی زند وکیلی جوان، به نظر می رسد اگر او به آلبوم های موفقی که تاکنون عرضه داشته بسنده نکند، آینده را پیش رو دارد.
بالاخره نوبت به «لالایی» خوانی رسید ترانه ای که با نام و بغض زیبای علی زند وکیلی عجین شده هست و طرفداران پر و پا قرص نوجوان تا میانسالان از شنیدن آن به بستری نوستالژیک از آرامش، لذت، غم و صبح امید رفتند.
سی و سومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر از ۲۰ تا ۳۰ در ماه برگزار می شود.
فراهنگ ** ۱۸۲۳ ** خبرنگار: طاهره نبی اللهی * انتشار: امید غیاثوند

انتهای پیام /*

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما