به گفته خبرگزاری تسنیم، وینچنزو مونتلا، سرمربی میلان در کنفرانس خبری پیش از بازی تیمش مقابل آستریاوین در هفته پنجم مرحله گروهی لیگ اروپا بر لزوم پیروزی و قطعی کردن صعود تاکید کرد.

 او گفت: ما به پیروزی نیاز مبرمی داریم.فرصت خوبی برای تثبیت صدرنشینی در اختیار ماست و پیروزی مقابل آستریاوین به تیم برای ادامه مبارزه در لیگ نیرو می‌دهد.سوسو تب کرده و آماده نیست، با این حال شاید با ۲ مهاجم بازی کنیم. ۲ مهاجم ما روز شنبه خوب کار کردند و بهتر هم می‌شوند.برای رسیدن به اهداف فراوانمان باید رو به جلو حرکت کنیم.

 سرمربی میلان در ادامه افزود: مقابل ناپولی شوت‌های زیادی زدیم اما باید وضعیت بهتری برای خودمان رقم بزنیم. تغییراتی در ترکیب تیم ایجاد خواهم کرد و نمی‌توانم در این باره توضیحات بیش‌تری بدهم.هیچ رقابتی در سری A آسان نیست. از طرفی در اروپا راهی طولانی در پیش هست. همه تخم‌مرغ‌هایمان را در یک سبد قرار نمی‌دهیم.بازی با آستریاوین فرصت خوبی برای درخشش بازیکنان هست. اگر در پایان این رقابت صعودمان را قطعی کنیم، برای ادامه جدال در سری A تمرکز بیش‌تری خواهیم داشت.

 انتهای پیام/

به گفته گروه جهاد و مقاومت مشرق، بهمن ماه سال ۱۳۶۴ غلامرضا معینی با نام سازمانی «جعفر محمدی» و محمدحسن سالاری با نام سازمانی «احمد هیئت» برای شناسایی و ضربه زدن به یک گروهک منافقین در شهر آمل که قصد ترور امام جمعه آن شهر را داشتند وارد عمل شدند.

«صبرانه» عنوان بیست‌نهمین جلد از مجموعه کتاب های «چشمان آسمانی انقلاب اسلامی» هست که از سوی انتشارات انجمن پیشکسوتان سپاس پیرامون زندگی جانباز شهید «غلامرضا معینی کُربکَندی» به چاپ رسیده هست. این اثر داستان زندگی شهید معینی از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۸ هست که در ۲۲۳ صفحه به قلم آزاده جعفری روایت شده هست.

چهار فصل کتاب با عناوین «بوی عشق»، «طعم زندگی»، «تلخ و شیرین» و «قاب خاطره» نام گذاری شده و در انتهای کتاب وصیت نامه شهید و تصاویر او به چشم می‌خورد.

بهمن ماه سال ۱۳۶۴ غلامرضا معینی با نام سازمانی «جعفر محمدی» و محمدحسن سالاری با نام سازمانی «احمد هیئت» برای شناسایی و ضربه زدن به یک گروهک منافقین در شهر آمل که قصد ترور امام جمعه آن شهر را داشتند وارد عمل شدند و فصل «قاب خاطره » راوی روز تلخ شهادت محمدحسن سالاری و مجروحیت غلامرضا معینی و روزهای سخت و پردرد زندگی این جانباز سرافراز هست.

بیشتر ما به راحتی می‌توانیم اعتقادات عجیب و غریب مردم سراسر جهان و باور مذهبی آنها را در زمان‌ها و مکان‌های دیگر مردود بنامیم، همه‌ی باورها و اعتقادات زیر در پذیرفته‌ترین ادیان امروز یافت می‌شوند. آنها به مدت طولانی توسط کلیسا آموزش داده شده‌اند. بعضی از این باورها ریشه در متون مقدس مسیحی دارند. سایر آنها خیلی ساده از سنت افراد آن کشورها برمی‌آیند. همه‌ی آن‌ها، در برهه‌ای از زمان، تحت حمایت بالاترین مقامات کلیسا بوده‌اند، و بسیاری از آنها هنوز هم تحت حمایت کلیساها هستند.

۲۰ عجیب ترین باور مذهبی در جهان

چند مورد از آنها را می‌توانید با یک سنت مذهبی آشنا ارتباط دهید؟ (پاسخ‌ها را در ادامه خواهید دید.)

۱. قرار دادن یک لیوان کثیف شده با شیر و یک بشقاب که ساندویچ رست بیف در آن بوده، در یک ماشین ظرفشویی می‌تواند روح شما را آلوده کند.

۲. نژادی از غول‌پیکرها، نتیجه‌ی رابطه زنان و بعضی از رب النوع ها، قبلا در سراسر زمین پراکنده بودند. آنها در عین حال به عنوان اژدهایانی که نفسی از آتش داشتند، زندگی می‌کردند.

۳. ارواح شیطانی می‌توانند کنترل خوک‌ها را در دست بگیرند.

۴. یک باور مذهبی عجیب این هست که یک الاغ که حرف می‌زد، پیامبری را سرزنش کرد.

۵. یک مرد درستکار می‌تواند دسترسی همسر خود را به بهشت جاویدان کنترل کند.

۶. پوست قهوه‌ای مجازاتِ نافرمانی خداست.

مطلب مرتبط: ۱۰ عجیب‌ ترین فرهنگ ها در سراسر جهان

۷. یک پیامبر زمانی، فاصله‌ی میان دو شهر را سوار بر یک اسب مینیاتوری پرنده با صورت زن و دم طاووس سفر کرد.

۸. خداوند ممنوع کرده‌هست که گربه یا سگ خون دریافت کنند (انتقال خون) و همچنین استفاده از پودر خون را به عنوان کود غدغن کرده‌هست.

۹. لباس زیر مقدس از مومنین در برابر آلودگی معنوی، و بر اساس عقیده‌ی بعضی از هوادارن، از آتش محافظت می‌کند.

۱۰. هنگامی‌ که بعضی از آیات انجیل خوانده می‌شوند، نان پس از بلعیده شدن تبدیل به گوشت انسان می‌شود.

۱۱. موجودات غیرمعمول فراطبیعی خود را در چیزهای عادی مانند تراوش رنگ یا غذایی که در حال پخت آن هستیم نشان می‌دهند.

۱۲. در نهایت، مردم انتخاب شده [توسط خداوند] همگی در شهرستان جکسون، میسوری جمع می‌شوند.

۱۳. اگر مؤمنین سم بنوشند یا مار آنها را نیش بزند، آسیبی نخواهند دید.

۱۴. پاشیدن آب روی یک نوزاد، اگر به درستی انجام شود، می‌تواند او را از خطرات بیشماری که ممکن هست به مرگ زودهنگام او منجر شوند، نجات بدهد.

۱۵. تکان دادن یک جوجه روی سر می‌تواند گناهان شما را از بین ببرد.

مطلب مرتبط: ۲۰ عجیب ترین خرافات جهان

۱۶.یکی از رسومات مذهبی که کمتر رواج یافته هست آیین مارگیری هست که در بعضی کلیساهای باپتیست جنوبی دیده می شود. هرچند این مراسم تنوع زیادی دارد اما همه پیروان آنها بر این باورند که در دست گرفتن خزندگان خطرناک نشان دهنده ایمان به خداوند هست. زمانی بود که نه تنها بزرگسالان دراین مراسم شرکت میکردند بلکه خانواده ها فرزندان کوچک خود را هم به منظور نشان دادن عهدشان با خداوند دراین مراسم شرکت می‌دادند. قوانین متناقضی وجود دارد که آیا این‌کار طفل آزادی به حساب می آید یا نه شمار زیادی از کلیسا‌ها به منظور کاهش ازدحام ها خودشان کودکان را از این آیین حذف کردند.

۱۷.رقص روح بومیان آمریکایی‌ یکی از وحشتناک‌ترین مراسم مذهبی هست که انجام میشود. رقص روح ابتدا در اواخر دهه ۱۸۰۰ توسط جک ویلسون یا ووکا مورد بهره گیری قرار گرفت. طبق موعظه‌هاي او ارواح بومیان آمریکایی مرده بااین رقص برگردانده می شوند و با سفید پوستان مبارزه می کنند.

۱۸. پوست آلت تناسلی مرد [یک فرد مقدس] ممکن هست در محفظه‌ای مخصوص نگهداری از اشیاء مذهبی ساخته شده از طلا و کریستال محافظت شوند و با سنگ‌های قیمتی تزئین شده باشند.

۱۹. هر انسانی دارای ارواح بیگانه‌ی زیادی هست که توسط بمب‌های هیدروژن در آتشفشان‌ها به دام افتاده بودند.

۲۰. یک موجود خارق‌العاده به شدت متوجه کاری که با آلت تناسلی‌تان انجام می‌دهید، هست.


ترجمه : تحریریه سایت کسب و کار بازده – سارا فیضی

منبع: alternet

۲۰ عجیب ترین باور مذهبی در جهان


 

هرگونه نشر ، بازتولید یا بازنشر تمام یا بخشی از محتوای سایت بازده بدون کسب مجوز، غیرقانونی هست و تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

(مشاهده امروز ۵ نفر)

مردی که متهم هست شوهر خواهرش و فرزند خود را به قتل رسانده هست، به‌زودی در دادگاه کیفری پای میز محاکمه می‌رود. او درحالی در زندان منتظر جلسه دادگاه هست که پیش از این، اقدام به خودکشی کرده، اما مأموران او را نجات داده بودند.

نوزاد شش ماهه؛ قربانی جنایت جنون‌ آمیز پدر

مردی که متهم هست شوهر خواهرش و فرزند خود را به قتل رسانده هست، به‌زودی در دادگاه کیفری پای میز محاکمه می‌رود. او درحالی در زندان منتظر جلسه دادگاه هست که پیش از این، اقدام به خودکشی کرده، اما مأموران او را نجات داده بودند.کارآگاهان جنایی استان فارس چندی قبل، از وقوع جنایت در یک منزل مسکونی مطلع شدند، وقتی به آنجا رفتند پیکر غرق در خون مردی به‌نام جواد را مشاهده کردند که در گوشه‌ای از یک اتاق افتاده بود. اقوام جواد که جسد را دیده و پلیس را مطلع کرده بودند، مردی به‌نام حمید را به‌عنوان قاتل معرفی کردند و گفتند حمید، برادر همسر مقتول هست.
 
یکی از شاهدان به پلیس گفت: «حمید به خانه جواد آمد و آنها برای صحبت به اتاق رفتند، بعد از حدود نیم‌ساعت ما صدای فریاد جواد را شنیدیم و وقتی به اتاق رفتیم، دیدیم او چاقو خورده و حمید هم فرار کرده هست».
 
مأموران بعد از انتقال جسد قربانی به پزشکی قانونی، تحقیقات خود را برای یافتن حمید آغاز کردند و وقتی به خانه او رفتند، فهمیدند این مرد از زمان وقوع جنایت منزل را ترک کرده هست.  درحالی‌که جست‌وجوها برای دستگیری متهم به قتل فراری ادامه داشت، فردی در تماس با پلیس ١١٠ خبر داد پیکرهای خونین یک مرد و یک نوزاد را در اتومبیلی خارج از شهر مشاهده کرده هست.
 
گروهی از مأموران بعد از دریافت این گفته، به محل اعلام‌شده رفتند و فهمیدند نوزاد جان خود را از دست داده، اما مرد جوان با اینکه خون‌ریزی شدیدی دارد، هنوز زنده هست. مأموران داخل خودرو را بازرسی کردند و نامه‌ای را یافتند که مرد زخمی نوشته و در آن اعلام کرده بود شوهر خواهرش را کشته و اکنون بعد از قتل نوزاد شش‌ماهه خود قصد خودکشی دارد.
 
این‌گونه بود که قاتل فراری شناسایی و به‌سرعت به بیمارستان منتقل شد.
 
حمید بعد از مداوای پزشکی به زندگی بازگشت و تحت بازجویی قرار گرفت. او اتهام قتل‌ها را گردن گرفت و گفت: «من و شوهر خواهرم از سال‌ها قبل با هم اختلاف داشتیم و چندبار باهم درگیر شده بودیم. روز حادثه باز هم درگیری پیش آمد البته من به‌هیچ‌وجه قصد نداشتم او را بکشم و فقط می‌خواستم زخمی‌اش کنم، اما ضربه چاقو را به‌حدی شدید وارد کردم که او جانش را از دست داد بعد از آن، درحالی‌که خیلی ترسیده بودم از محل قتل فرار کردم و به این نتیجه رسیدم که خودکشی برایم از هر چیزی بهتر هست.
 
از طرفی نگران نوزاد شش‌ماهه‌ام بودم و نمی‌خواستم یتیم بماند چون دراین‌صورت وقتی بزرگ می‌شد ناراحتی‌هایی برایش پیش می‌آمد پس تصمیم گرفتم ابتدا او را بکشم و سپس خودکشی کنم برای این کار بچه‌ام را سوار ماشین کردم و به خارج از شهر رفتم. سپس او را خفه کردم و با یک چاقو شاهرگ خودم را بریدم. من هرگز گمان نمی‌کردم زنده بمانم و مرا نجات بدهند».
 
متهم بعد از اعتراف به جرمش، صحنه قتل‌ها را نیز بازسازی کرد. به‌این‌ترتیب تحقیقات مقدماتی به پایان رسید و این مرد روانه زندان و پرونده‌اش به دادگاه کیفری استان فارس ارجاع شد.

 

گردآوری: گروه خبر سيمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه شرق

 

loading…

loading…


کد خبر:


‘;

$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “

با موفقیت ارسال شد

“+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent4_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}

function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}

به گفته گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری آینده برتر، در پنل «عرفان رهایی بخش » حبیب الله پیمان، امیر رضایی و عباس منوچهری به ایراد نظرات خود پرداختند.
«حبیب الله پیمان » نظریات شریعتی را تا حدی برگرفته و مشابه با الهیات آزادی بخش آمریکای لاتین دانست و گفت: در الهیات آزادی بخش آمریکای لاتین در چند مقوله، نجات و رستگاری، ترجیح فقرا بر ثروتمندان، تقدم عمل بر تئوری، مبارزه مبتنی بر شرایط بومی هر ناحیه، استفاده از مارکسیسم برای نقد نظام سلطه و الهیات امید استفاده شده هست.
به گفته وی ، شریعتی به نقد سنت و مدرنیته به طور همزمان پرداخته اما هیچ یک از آن دو را کاملا نفی نکرده هست. او بر مقابله با ستم استبداد و استعمار تاکید داشته و در نظریات خود بر رهبری که توسط عده ای انتخاب شود ولی ذاتا دارای شرایط خاص رهبری و فضائل اخلاقی لازم باشد تکیه کرده هست. از نظر وی این خصائل تنها در یک نفر قابل جمع هست.

**امیر رضایی : چند ویژگی برای پروژه نو شریعتی
امیر رضایی چند ویژگی پروژه ‘نوشریعتی’ را شامل درون زا و غیروابسته و اصیل بودن، خالق یک طیف روشنفکر قابل توجه بودن، موثر بودن در صورت بازسازی خود و نیمه تمام بودن این پروژه – تا وقتی که تبدیل به یک نهضت فراگیر شود- دانست .

** افکار شریعتی متاثر از اقبال لاهوری و سید جمال الدین اسدآبادی
به گفته وی ، بسیاری از افکار شریعتی متاثر از اقبال لاهوری و سیدجمال الدین اسدآبادی بوده ، تاثیراتی که شریعتی از اقبال گرفته شامل هبوط، نقد فلسفه یونان، تاکید بر دو منبع معرفتی دل و عقل، نگاه انتقادی به تصوف و ضرورت بازسازی فکر دینی هست.
رضایی تصریح کرد: تاثیرپذیری شریعتی از سید جمال الدین اسدآبادی شامل هفت موضوع؛ ابتدا ایده نجات اسلام و سپس نجات مسلمانان، ابتدا تحول فرهنگی سپس تحول ساختاری، تفکیک استعمار فرهنگی از تمدن غربی، نقد فلسفه یونان، گشودن باب اجتهاد، سازگاری دین و ملیت و خرافه زدایی از معارف دینی هست.
شش مسئله بازگشت به خویشتن، اصلاح دینی، عقلانیت و روشنگری، بازسازی فکر دینی، عرفان برابری و آزادی و ضدیت با استعمار، استبداد و استحمار نقاط مشترک این سه متفکر هست .
«عباس منوچهری» سخنران آخر این پنل نیز گفت: سیاست در دنیای امروز به معنای بازی قدرت، اعمال قدرت و رقابت اقتصادی و سیاسی به کار می رود که معنای تحریف شده سیاست هست چرا که سیاست به آن معنایی که در کتب فلسفه سیاسی افلاطون و سایر متفکران فلسفه سیاسی به کار رفته، به معنای مدنی یعنی عرصه عمومی هست. Politicionعرصه عمومی و عرصه زندگی جمعی هست که امروزه به آن ‘ان جی او’ گفته می شود. عرفان سیاسی مد نظر شریعتی نیز به این معناست در تفکر مدنی نیازی نیست حتما یک دانشمند فلسفه سیاسی نظریه ای درباره نوع حکومت داشته باشد.
منوچهری افزود: محور افکار سیاسی شریعتی، زیست خوب هست. شریعتی انسان را موجودی سیاسی به معنای مدنی می داند و سوالاتی چون چگونه می توان بود، چگونه می توان شد از چمله پرسش های اساسی شریعتی در این باره هست. آنارشیسم نیز در افکار او به منزله بی حکومتی نیست بلکه او بر بی حکمرانی تاکید دارد به این معنا که خود مردم بر خود حکومت کنند.
به گفته گروه تحلیل ، تفسیر و پژوهش های خبری آینده برتر ، پنل «اصلاحِ دینی» نیز با سخنرانی «علی اکبر احمدی» استاد فلسفه و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و چند کارشناس دیگر برگزار شد.

**احمدی: شریعتی معتقد هست بین خدا و انسان آشتی وجود دارد.
احمدی با اشاره براینکه یکی از مباحثی که از فلسفه یونان تاکنون مورد بحث بوده هست آشتی بین خدا و انسان هست که در دوره های مختلف تاریخ پاسخ هایی متفاوت به آن داده شده هست. گفت : شریعتی در این زمینه ، دو نظر متفاوت قرون وسطایی اروپا را مورد بازخوانی قرار داد.
وی ادامه داد : براساس نظریه اول خدا و انسان هیچ ارتباطی با هم ندارند و خداوند به عنوان قاهر مطلق شناخته می شود. در این دوره حق انسان نادیده گرفته شده هست. در نظر دوم بحث اومانیستی مطرح می شود که در آن انسان به عنوان موجودی صاحب عقل شناخته می شود.
به گفته احمدی ، شریعتی برای مساله آشتی خدا و انسان به راه حل های مدرن متوسل شده که هم از تفکر قرون وسطایی به دور هست و هم با تفکر اومانیستی متفاوت می باشد.
وی با اشاره براینکه در راه حل شریعتی مهمترین راه شناخت آشتی بین انسان و خدا این هست که درک خود را از خدا و انسان تغییر دهیم.تاکید کرد: به باورشریعتی این درک باید در پرتو آموزه های قرآنی و متون قدیمی اسلام باشد.
احمدی افزود: بخش دوم راه حل شریعتی شناخت و درک کامل انسان هست. در این راه حل انسان باید به عنوان موجودی دیده شود که ماهیتش وجودش را تعیین می کند. باید انسان را به عنوان موجودی بپذیریم که دگرخواه، مهربان و آماده فداکاری برای همنوع هست .

پژوهشم**۲۰۵۲**۳۰۸۱** خبرنگاران: غفارمیرزایی و ناصرغضنفری** انتشار: شهناز حسنی
آینده برتر پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گفته ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearch همراه شوید.

انتهای پیام /*

به گفته گروه بهداشت و درمان خبرگزاری فارس، محمد نصیری مدیر کل خیرین و مؤسسات خیریه سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در دومین کنگره بین‌المللی نقش خدمات حمایتی در درمان چندتخصصی سرطان کودک گفت: همانطور که نقش تیم درمانی که شامل پزشک، پرستار، مددکار اجتماعی و روان‌شناس در بحث درمانی مهم هست، تأمین‌کننده مالی که خیریه‌ها در کشور هستند نیز نقش بسیار مهمی دارند. برای آنکه این مهم رو به جلو حرکت کند ضمن آنکه مددکاران و روان‌شناسان را باید وارد تیم درمانی کنیم، خیریه‌ها نیز باید به عنوان یک بازوی مهم نقش‌آفرینی نمایند.

وی افزود: به همین خاطر برنامه گسترده‌ای داریم که تا پایان سال در همه بیمارستان‌های کشور که بالغ بر ۵۸۰ بیمارستان می‌شود، یک خیریه مستقر نماییم که محوریت مددکاری را بر عهده دارند.

در ادامه این همایش جواد کرباسی‌زاده، رئیس هیأت مدیره محک با بیان آنکه محک در راستای یکپارچه‌سازی خدمات حمایتی در سراسر کشور تلاش می‌کند گفت: مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد که درمان سرطان به ویژه در حوزه کودکان با توجه به اهمیت حفظ سطح کیفیت زندگی آنان در کنار افزایش طول عمر، نیازمند حضور و مشارکت متخصصان حوزه‌های تخصصی گوناگون هست که فرآیند درمان را کنار یکدیگر برنامه‌ریزی و هدایت می‌کنند.

رئیس هیأت مدیره محک با بیان آنکه درمان چندتخصصی نتیجه اندیشه هم عرض طیف گسترده متخصصان و حاصل خرد جمعی ایشان هست که برای تمامی ذیربطان ارزش آفرین هست تصریح کرد: این خرد جمعی منجر به کاهش آسیب‌های ناشی از بیماری، افزایش کیفیت زندگی، کاهش سطح اندوه بیمار و خانواده می‌شود. به عبارتی زمانی که تصمیمی با اتکا به نظرات یک جمع تخصصی اتخاذ می‌شوند، تمامی افراد نسبت به خروجی‌های آن به یک اندازه مسئول بوده و این تقسیم مسئولیت و توسعه مشارکت منجر به کاهش سطح فشار ناشی از ارائه خدمت در کادر درمانی می‌شود. بدیهی هست که این آسایش روانی و ذهنی برای کادر درمان، بر ارتقای سطح کیفی خدماتی که به بیمار و خانواده ایشان ارائه می‌کنند نیز اثرگذار هست.

کرباسی‌زاده در پایان گفت: محک امروز تلاش می‌کند تا با توسعه این رویکرد و تعریف منافع و مقاصد مشترک بار دیگر گامی در جهت ارتقای سطح کیفی درمان سرطان در ایران بردارد و عمیقا باور دارد که این هدف تنها با مشارکت تمامی گروه‌های متخصص در حوزه‌های درمانی و حمایتی ممکن خواهد بود و بی‌شک موفقیت این مشارکت نیازمند تفکر سیستمی، مدیریت یکپارچه، تصمیم‌گیری با توجه و احترام به عقاید تخصصی مختلف ممکن هست.

انتهای پیام/

به گفته افکارنیوز،

آیت الله محمدتقی بهجت فومنی گفتند: کسانی را که می‌کشند یا اعدام می‌کنند، در حقیقت، آن‌ها نابود نمی‌شوند، بلکه اعدام و نابودی جسم طبیعی و مادی و محل نزول آن‌ها در این خانه زیبا هست، نه اعدام خود حقیقی و واقعی آن‌ها.

آیت الله بهجت بیان نمودند: این دنیا، مرحله‌ای از سیر انسان هست به سوی عالم نور و بقا، نظیر طفل که وقتی از خانه رحم به خانه دنیا منتقل می‌گردد، اعدام او نیست، با آن که طفل و مادر هیچ اختیاری از خود ندارند. وقتی که روح انسان به عالم دیگر رفت، می‌فهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) قسم یاد می‌کند: «به خدا سوگند، علاقه پسر ابی‌طالب به مرگ، از علاقه کودک به پستان مادر، بیشتر هست.»

ایشان درپایان افزودند: نه از این جهت که از فشارها و بلاها و ناملایمات این جهان رهایی یابد، و نه برای اینکه از نقص به کمال برسد، بلکه از جهت شوق به آ‌ن‌چه آن‌جا هست که مقارن موت هست. «آنس من الطفل» از آن جهت که آن چه دیگران در مجموع لذت ها دارند، طفل همه را در پستان مادر می‌بیند. در روایت آمده هست که یک لقمه مومن در جهان آخرت، به اندازه تمام لذت‌های دنیا هست.

 

به گفته خبرگزاری تسنیم، ماسیمیلیانو آلگری، سرمربی یوونتوس در کنفرانس خبری پیش از بازی تیمش مقابل بارسلونا در لیگ قهرمانان اروپا از تدابیر خاص خودش برای این رقابت سخن گفت. 

او اظهار داشت: مقابل بارسلونا به بستن قدرتمندانه کمربند خط میانی نیاز داریم. مدافعان نباید هیچ گونه اضافه کاری داشته باشند و با قدرت توپ‌های اول را شلیک کنند. در خط حمله به سرعت دیبالا نیاز مبرمی داریم. او و سایر مهاجمان، بازیکنان کلیدی ما در این جدال هستند. چون در خانه بازی داریم، باید پیروز شویم.

 او در ادامه اظهار داشت: من عملکرد بارسا را بررسی کردم و می‌دانم والورده چه تیم خوبی ساخته اما هیچ باشگاهی در دنیا شکست‌ناپذیر نیست. برای بردن این بازی، علاوه بر حساسیت‌های جدولی از انگیزه انتقام هم نیرو می‌گیریم. قصد داریم مانند بازی رفت مرحله حذفی فصل گذشته باشیم، نه مثل بازی رفت فصل جاری.باید شکست در نوکمپ را جبران کنیم.

 انتهای پیام/

همه پدر و مادرها بدون آنکه متوجه باشند و بدانند هرروز به فرزندان خود دروغ‌های زیادی می‌گویند. شاید شما به کودکتان بگویید که او نباید دروغ بگوید اما هنگامی که شما همچنان به گفتن چنین دروغ هایی ادامه می‌دهید- صرف نظر از کوچک یا بزرگ بودن آن ها- درواقع دروغ گفتن را به کودکان خود نیز آموزش می‌دهید. به این ترتیب کودک با خود فکر می‌کند که دروغ گفتن اشکالی ندارد چون مامان و بابا هم دروغ می‌گویند. در این نوشتار با ما همراه باشید تا ۱۰ رایج‌ترین دروغ والدین به فرزندان را به شما معرفی کنیم.

۱۰ رایج‌ترین دروغ والدین به فرزندان

من هم بعنوان فردی که صاحب فرزندی هست کاملا این موضوع را درک می‌کنم که بعضی اوقات ما برای محافظت از فرزندانمان به آنها دروغ می‌گوییم. عشق و محبت ما به کودکمان آنقدر زیاد هست که نمی‌خواهیم او هیچ آسیبی ببیند. با این وجود، من این حقیقت را فهمیده ام که این نوع دروغ گفتن هیچ نتیجه مثبت یا فایده‌ای برای کودک نداشته بلکه نتیجه‌ای تصویر به همراه داشته و کودکان ما را به افرادی دروغگو تبدیل می‌کند. و این نتیجه مطلوب و خوشایند ما نیست پس باید دروغ گفتن را متوقف کنیم و با خود و کودکانمان صادق باشیم.

بعضی از دروغ هایی که والدین هرروز بصورت ناخودآگاه به کودکانشان می‌گویند

در اینجا چند نمونه از دروغ هایی که پدر و مادرها اغلب به کودکانشان می‌گویند به همراه راه‌حل‌های مربوط به آنها ارائه شده هست. این نمونه‌ها به شما کمک می‌کند تا راه‌حل‌های بیشتر دیگری برای دروغ‌های کوچکی که شاید معمولا به کودکتان می‌گویید را پیدا کنید.

دروغ والدین به فرزندان ۱: ” بابا نوئل داره تورو میبینه”

بجای آنکه کودک را تهدید کنید که بابانوئل به تو هدیه نمی‌دهد، آنها را از چیزی در اینجا و اکنون محروم کنید تا کودک بداند که رفتار او عواقبی فوری و بی‌درنگ خواهد داشت. اگر کودک شما در حال دعوا کردن با خواهر یا برادر خودش هست و شما می‌خواهید که این جنگ و دعوا را خاتمه دهید، پس معمولا می‌گویید: ” بابانوئل داره تورو نگاه می‌کنه” و تصور می‌کنید که این جمله تاثیر مثبتی در رفتار کودک شما خواهد داشت.( و در نهایت کودک به این نتیجه می‌رسد که شما در این مورد دروغگوی بزرگی هستید و دارید به او دروغ بزرگی می‌گویید). یک تنبیه واقعی برای او در نظر بگیرید مثلا برق‌ها را برای چند ساعت قطع کنید یا به او بگویید که بخاطر این رفتار چند ساعت از داشتن شما محروم هست.

مطلب مرتبط: ۱۰ بهترین روش ترک عادت مکیدن انگشت شست در کودکان

دروغ والدین به فرزندان ۲: ” من نمیذارم هرگز اتفاق بدی برای تو بیفته”

شاید این نیت و قصد شما باشد اما چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. شما نمی‌توانید در ۱۰۰% موارد محافظ کودک خودتان باشید. در عوض شما می‌توانید از حقیقت استفاده کنید و آن را در چهارچوبی نشان دهید که کودکتان اگرچه از خطرات واقعی آگاه هست اما احساس امنیت و محافظت شما را تجربه می‌کند. شما می‌توانید از جملاتی مشابه با این‌ها استفاده کنید: ” من همیشه سعی می‌کنم که مراقب تو باشم اما اون بیرون عده‌ای آدم‌های بدی هستند و من به همین خاطر نمی‌خوام که تو از من دور بشی چون بعضی وقت‌ها این آدم‌ها بچه‌ها رو از مامان و باباهاشون دور می‌کنند.

من اینجا هستم که از تو مراقبت کنم اما اگر تو از من دور بشی و فاصله بگیری دیگه من اونجا پیش تو نخواهم بود و ممکن هست که تو خودت رو توی خطر قرار بدی “. شاید شنیدن این جمله‌ها برای کودک ترسناک باشد اما واقعیتی درست هست. در واقع قصد شما این نیست که اضطراب و نگرانی زیادی و بی‌مورد را برای کودک خود فراهم کنید پس در انتخاب کلمات دقت کنید. اجازه دهید کودک شما بداند اگرچه سرقت کودکان اتفاقی کمیاب و نادر هست اما بهرحال واقعیتی هست که همه کودکان و والدین باید از آن آگاه بوده و مراقب غریبه هایی که در مکان‌های عمومی می‌بینند نیز باشند.

دروغ والدین به فرزندان ۳: ” پارک الان بسته شده و تعطیل هست”

شما خوب می‌دانید که پارک باز هست اما خودتان وقت کافی برای بردن کودکتان به پارک را ندارید چون کارهای دیگری دارید که باید آنها را انجام دهید. بجای دروغ گفتن، صداقت داشته باشید: ” مامان نمیتونه امروز تورو به پارک ببره چون باید بریم خرید این هفته رو انجام بدیم تا بتونیم غذا بپزیم و علاوه بر اون من کارهای مهم دیگه‌ای هم دارم که امروز باید انجامشون بدم “. ممکن هست که کودک شما در این شرایط گریه و شکایت کند اما هیچ اشکالی ندارد. درعوض، کودک یاد می‌گیرد که واقعیت زندگی به گونه‌ای هست که او نمی‌تواند همیشه هر چیزی که می‌خواهد را داشته باشد

گفتن حقیقت همچنین شما را به پدر یا مادری صادق و راستگو تبدیل می‌کند نه یک پدر یا مادر دروغگو زیرا در نهایت کودک شما بزرگ خواهد شد و خواهد فهمید که شما درمورد بسته بودن پارک به او دروغ می‌گفتید.

دروغ والدین به فرزندان ۴: ” بهت قول میدم که درد نداره “

قرار هست که دکتر به کودک شما آمپول بزند و کودکتان هم در حال فریاد کشیدن هست و شما هم می‌خواهید که فریادهای او را ساکت کنید و او را راضی به پذیرفتن آمپول کنید. بهرحال، کودک شما فریاد می‌زند چون می‌داند که شما به او دروغ می‌گویید. شما در نخستین تجربه او از آمپول زدن هم به او گفته بودید که درد نخواهد داشت. کودکتان این موضوع را بهتر از شما می‌داند. او از دردی که تجربه کرده بود یاد گرفته هست که شما به او دروغ گفته بودید. به کودک خود دروغ نگویید. به او بگویید که درد خیلی کمی خواهد داشت اما خیلی زود تمام می‌شود و در عوض شما به او آبنبات می‌دهید. به کودکتان توضیح دهید که او برای سلامتی‌اش باید این درمان را دریافت کند. دروغگو نباشید.

این دروغ به سرعت شما را به یک فرد بد از نگاه کودکتان تبدیل می‌کند زیرا اگر به او بگویید که اصلا دردی نخواهد داشت و تزریق درد بسیار زیادی را به همراه داشته باشد در واقع آن کسی که باید سرزنش شود شما خواهید بود. واقعیت این هست که آمپول‌ها درد دارند اما دردشان زود از بین می‌رود پس این حقیقت را به کودکتان بگویید و خواهید دید که بعد از آن کودک شما بیشتر از قبل به شما اعتماد خواهد کرد.

دروغ والدین به فرزندان ۵: ” تو بهترین هنرمند هستی- چه نقاشی زیبایی کشیدی! “

دیگر دروغ والدین به فرزندان زمانی رخ می‌دهد که با آن‌ها صادق نیستید، لازم نیست که به دروغ کودک خود را تحسین کنید. باور داشته باشید یا نه، کودکان چندان که شما تصور می‌کنید زودباور نیستند. آنها می‌توانند لحن صدای شما و زبان بدنتان را تشخیص دهند و بخوبی می‌فهمند که چه زمانی با آنها کاملا صادق و روراست نیستید. درمقابل، شما می‌توانید خلاقیت یا استعداد موجود در نقاشی یا کاری که انجام داده‌اند را تحسین و ستایش کنید. آنها را بخاطر آنچیزی ستایش کنید که باور دارید در مورد نقاشی یا توانایی‌های آنها درست هست نه نتیجه نهایی کار آنها که چیزی نیست مگر یک نقاشی یا نتیجه معمولی و متوسط.

دروغ والدین به فرزندان ۶: ” وقت خوابه “

ساعت ۷:۳۰ هست و واقعا هم وقت خواب نیست چون شما هم می‌دانید که ساعت خواب کودکتان ساعت ۸:۰۰ هست. راه‌حل ساده این هست که به او بگویید: ” وقت آماده شدن برای رفتن به رختخواب هست “. کلمه‌ها بسیار مهم هستند. شاید منظور شما این بوده که وقت آماده شدن برای رفتن به رختخواب هست اما آنچه گفتید یعنی ” وقت خواب هست ” کاملا مفهوم متفاوتی دارد. زمانیکه کودک شما خواندن ساعت و گفتن آن را یاد بگیرد شما هم باید کاملا مطمئن باشید که آنچه می‌گویید همان چیزی هست که دقیقا منظورتان هست و منظورتان هم دقیقا همان چیزی هست که می‌گویید.

درواقع مقصود این هست که از اعتماد موجود بین خودتان و کودکتان محافظت کنید. شاید این دروغ تا حدی مصلحتی باشد اما یک دروغ بعد از دروغ دیگر هست که مسئله عدم اعتماد بین فرزندان و والدین را به‌وجود می‌آورد.

مطلب مرتبط: ۷ فایده بغل کردن کودک که بسیار جالب هستند

دروغ والدین به فرزندان ۷: ” من نمی‌دونم که چه بلایی سر نقاشیت اومد. نقاشی تو که به در یخچال چسبیده بود “

شما می‌دانید که چه بلایی سر نقاشی کودکتان آمده چون شما خودتان آن را دور انداخته اید. شما جای کافی برای نگه داشتن همه نقاشی‌های کودکتان را ندارید و نمی‌توانید که همه آنها را نگه دارید. بهترین راه‌حل توضیح دادن همین مسئله برای فرزندتان هست. کشو یا کمد مخصوص نگه داشتن بهترین یا پرمعناترین نقاشی یا کارهای هنری کودکتان را به او نشان بدهید. کودک شما برای آنکه مطمئن شود که جای نقاشی‌اش امن هست می‌تواند آن را در این کمد یا کشو قرار دهد.

وقتی که این کمد پر شد و جای کافی برای نگه داشتن بقیه کارهای هنری کودک شما را نداشت پس وقت آن رسیده هست که کودک آنها را جدا کرده و هرکدام که تمایلی به نگه داشتنش ندارد را دور بریزد. این کار به آنها مسئولیت‌پذیری دربرابر کارهای هنری شان را آموزش می‌دهد و شما را به پدر یا مادری راستگو و صادق برای کودک تبدیل می‌کند.

دروغ والدین به فرزندان ۸: ” یک دقیقه دیگه میام “

قصد و نیت شما درست هست. شما می‌خواهید کنار کودکتان باشید تا به او در انجام کاری که در حال انجام آن هست کمک کنید. با این وجود، شما در حال پرداخت کردن قبض هایتان هم هستید و می‌خواهید که کاری که در دست دارید را به پایان برسانید. و درست در همین موقع این جمله را به فرزندتان می‌گویید: ” یک دقیقه دیگه میام “. بجای این جمله می‌توانید به کودکتان بگویید که شما باید ابتدا کار پرداخت قبض‌ها را به پایان برسانید و سپس در انجام کار کودکتان به او کمک کنید.

با گفتن عبارت ” یک دقیقه ” به کودک خود دروغ نگویید چون کار شما ممکن هست بیشتر از آن طول بکشد و زمان بیشتری برای ملحق شدن شما به کودکتان سپری شود. پس با گفتن این جمله هرچه پیوستن شما به کودکتان بیشتر به تاخیر بیفتد، کودک در دروغگو بودن شما مطمئن تر خواهد شد. از گفتن این دروغ پرهیز کرده، حقیقت را به فرزندتان بگویید و مسئله را کاملا برای او شفاف کنید.

دروغ والدین به فرزندان ۹: “من تورو میذارم و از این خونه میرم “

بجای استفاده از یک روش تهدیدآمیز، از نتایجی مشخص و واقعی برای به کار واداشتن کودکتان استفاده کنید. می‌توانید به او بگویید: ” اگر کفش هایت را نپوشی و ۵ دقیقه دیگه آماده برای نشستن توی ماشین نباشی، عصر اجازه تماشای برنامه کودک مورد علاقه خودت را نداری “. هرمرتبه که این اخطار را به او می‌دهید، حتما نتیجه‌ای که به او اخطار داده بودید را عملی کنید. باین ترتیب خواهید دید که کودکتان حرف شما را بخاطر آنچیزی که به او گفته بودید گوش می‌کند نه بخاطر ترس‌ها و تهدیدهای شما. او حرف شما را گوش می‌دهد زیرا حرف شما ارزش گوش کردن و انجام دادن دارد.

دروغ والدین به فرزندان ۱۰: ” ما پول کافی برای آن را نداریم “

بجای دروغ گفتن، متناسب با سطح درک و شناخت کودک خود به او توضیح دهید. به او بگویید که تصمیم دارید که همه باهم به مسافرت بروید و به همین علت نمی‌توانید به سینما بروید یا کار دیگری که او در آن لحظه می‌خواهد را انجام دهید. به او کمک کنید تا این موضوع را درک کند که انجام دادن بعضی کارهای مشخص و جالب در مواقع خاص می‌تواند بهایی را برای آنها به همراه داشته باشد. به این ترتیب نه تنها به این روش شما به کودک خود یکی از درس‌های زندگی را آموزش می‌دهید بلکه خودتان هم از نظر او دروغگو نخواهید بود.

دانستن حقیقت- در مقایسه با دروغ گفتن- بهترین روش برای یادگیری و رشد کودک شما خواهد بود

۱. شناخت و یادگیری عواقب رفتار بد و نامناسب سریعترین راه برای اصلاح رفتار کودک هست:

اگر هر بار که به خرید می‌روید، کودک شما شکلات بخواهد و به همین دلیل موقع پرداخت سر و صدا راه بیندازد و شما برای ساکت کردن او بگویید ” دفعه بعد برات شکلات می‌خرم ” در حقیقت شما دارید مقدمات مشکل و دردسر دیگری در آینده را برای خود فراهم می‌کنید. درنهایت کودک شما می‌فهمد که شما هربار همین را می‌گویید و باین ترتیب او هم به سر و صدا کردن ادامه خواهد داد و این رفتار در او نهادینه و تثبیت می‌شود.

صادق باشید و برای بداخلاقی کردن و سر و صدا راه انداختن کودک خود عواقبی را در نظر بگیرید. با به یاد سپردن این موضوع باید برای دفعه دیگری که به مرحله پرداخت می‌رسید راه‌حلی را از قبل در نظر گرفته باشید. شاید بهتر باشد که قبل از ورودتان به فروشگاه با کودک خود گفت‌وگویی متناسب با سن و سال او داشته باشید و به او توضیح بدهید که بداخلاقی کردن و سر و صدا راه انداختن پذیرفته نخواهد شد.

کودک خود را آگاه کنید که پرخاشگری و بداخلاقی او در فروشگاه تنبیه مشخصی را برای او به همراه خواهد داشت. به عنوان مثال او بقیه آن روز از دیدن تلویزیون محروم خواهد شد. ممکن هست که کودک شما همچنان به رفتار پرخاشگرانه خود در فروشگاه ادامه دهد اما زمانی که شما تنبیه اعلام شده را اجرا کنید، کودک به سرعت می‌فهمد که کارها و رفتارهای او نتایجی قطعی خواهد داشت و این به دلیل آن هست که شما آنچه گفته‌اید را اجرا کرده اید. کلمات و گفتار شما چنان قدرتی دارند که می‌توانند شما را به پدر یا مادری قابل اعتماد یا غیرقابل اعتماد تبدیل کند و برقراری و تداوم این اعتماد در اوایل کودکی آغاز می‌شود.

۲. بهتر هست بجای آنکه با دروغ هایتان مانع از ناامید کردن فرزندتان شوید، با صداقت خود به او راستگویی را آموزش دهید

بهتر هست که صداقت داشته باشید و کودک خود را امیدوار نگه ندارید. باین ترتیب اگرچه ممکن هست که کودک شما رنجش و ناامیدی کوچکی را تجربه کند اما آسیبی به رابطه طولانی مدت بین شما و کودکتان وارد نخواهد شد. اعتماد پایه و اساس این رابطه طولانی مدت هست. شما به علت قرار ملاقات شامی که با یکی از دوستانتان داشتید نتوانستید در مسابقه فوتبال فرزندتان حاضر شوید و مسابقه را کلا از یاد می‌برید. در چنین شرایطی، بجای آنکه صداقت داشته باشید به فرزندتان می‌گویید: ” متاسفم که مجبور شدم برای تماشای مسابقه نیام. من یک جلسه کاری مهم داشتم که نمی‌تونستم کنسل کنم “.

این دروغ‌ها از آن دسته دروغ‌های مصلحتی هستند که باعث به‌وجود آمدن بی‌اعتمادی در طول زمان می‌شوند زیرا به‌تدریج کودک شما مسائل را تشخیص می‌دهد و متوجه دروغ‌های شما می‌شود. شاید زمانیکه همراه با فرزند خود هستید بطور اتفاقی با همان دوست روبه‌رو شوید و دوستتان هم یادآوری کند که شب بسیار خوبی را با هم سپری کرده اید. حالا دیگر فرزندتان می‌داند که شما به او دروغ گفته اید. شما گیر افتاده اید. آیا بهتر نبود که حقیقت را به او می‌گفتید؟ البته که همینطور هست. پس عادت گفتن حقیقت را به‌وجود آورید حتی اگر دانستن آن تا حدی برای کودکتان ناخوشایند یا دردناک باشد. اعتماد مهمترین پایه و اساس یک رابطه هست پس وقتی می‌توانید در همه موارد صادق و روراست باشید، با دروغ هایتان این اعتماد را از بین نبرید.

بهتر بود به کودک خود می‌گفتید: ” من خیلی متاسفم که نتونستم به تماشای مسابقه ات بیام. من قرار ملاقات شام با یکی از دوستانم داشتم و پاک مسابقه رو فراموش کردم. سعی می‌کنم که توی مسابقه بعدی حاضر باشم چون الان احساس خوبی ندارم که نتونستم برای دیدن مسابقه اونجا باشم “. صادق بودن همیشه بهترین راه‌حل هست. شما با صداقت خود اعتبار و اعتماد به‌دست می‌آورید- حتی اگر صادقانه گناه و تقصیر خود را بپذیرید.

واقعیت این هست که کودک می‌تواند در صورت داشتن حمایت پدر و مادرش می‌تواند تقریبا هرگونه یاس و ناامیدی و رنجش را مدیریت کند. در مقابل، اگر دائما پدر و مادر به کودک خود دروغ بگویند نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت: کودک به‌تدریج حتی در مورد ساده‌ترین واقعیت‌ها با شک و تردید و بی‌اعتمادی دست و پنجه نرم خواهد کرد.

صداقت داشته باشید، دروغ نگویید زیرا دروغ توانایی کودک شما در اعتماد کردن در آینده را تحت تاثیر قرار داده و به آن آسیب خواهد زد. اعتماد‌های کوچک و اندک به اعتمادهای بزرگتر منتهی می‌شود. اگر کودک شما قادر نباشد که در موارد کوچک و جزیی به شما اعتماد کند، چطور در موضوعاتی بزرگتر مثل استفاده از مواد مخدر یا رابطه جنسی به شما اعتماد کند؟ هر پدر و مادری خواستار آن هست که خطوط ارتباطی کودکشان با آنها باز و گشوده باشد اما بسیاری از آنها با همان دروغ‌های کوچکی که در سال‌های اولیه سازنده به کودک خود می‌گویند درواقع در همان ابتدای کودکی رابطه مبتنی بر اعتماد را تخریب کرده و از بین می‌برند.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – فاطمه یحیی

منبع: lifehack

۱۰ رایج‌ترین دروغ والدین به فرزندان


 

هرگونه نشر ، بازتولید یا بازنشر تمام یا بخشی از محتوای سایت بازده بدون کسب مجوز، غیرقانونی هست و تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

(مشاهده امروز ۲ نفر)

صفحه 1 از 187
12345678910 بعدی 203040...«