به گفته افکارنیوز،

بی تردید سلامت افراد جامعه از اهمیّت بسزایی برخوردار هست. جوامع بشری بدون رعایت مؤلفه‌های سلامت و مراعات بهداشت هرگز نمی‌توانند استمرار یافته خود را حفظ کنند. بیماری‌ها و ناتوانی‌ها روابط انسان‌ها را مختلف نموده احساس امنیّت و همبستگی را از انسان سلب می‌سازند. حفظ سلامت جسمانی در جلوگیری از شیوع یا ریشه کن سازی بیماری‌ها تأثیرگذار هست، چنانکه رعایت بهداشت روانی افراد، جامعه را قادر می‌سازد تا از اختلال‌ها و آسیب‌ها دور بماند و از این طیق سلامتی در وضعیت مطلوب بدست آید. بیشک از مهمترین مؤلفه‌های جامعه آرمانی، شاخص سلامت هست. انسان سالم می‌تواند به سعادت و رستگاری دست یابد اما فرد ناسالم در این زمینه ناتوان به حساب می‌آید و در انجام وظایف و تکالیف خویش کم نشاط ظاهر می‌شود. سلامت در بُعد اجتماعی جایگاه مهمتری دارد؛ زیرا که در نگاه اسلام جامعه هویتی مستقل داشته مشخصه‌های اصلی خود را حمل می‌کند. اگر اغلب اقشار جامعه از سلامتی برخوردار باشند، می‌توان آن جامعه را سالم تلقّی نمود و در نقطه مقابل، در صورت عدم برخورداری افراد از سلامت، اجتماع نیز ناسالم خواهد بود. به بیان دیگر، ارتباط فرد با جامعه در حوزه سلامت، رابطه متقابل می‌باشد.

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

پاکیزگی از اخلاق انبیاست.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

خداوند بدن را به هیچ بیماری‌ای گرفتار نساخت، مگر آن هنگام که برایش داوری قرار داد که بدان، درمان شود؛ و برای هر نوع دردی، نوعی درمان هست و چاره‌ای و نسخه ای.

۱) موضوعات

یک) طهارت

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

علّت غسل عید و جمعه و غسل‌ های غیر از این ایام بزرگداشتن پروردگار توسط بنده هست و همچنین سبب پاکی و پاکیزگی بنده از جمعه‌ای تا جمعه دیگر باشد.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

و علّت غسل میت این هست که او را غسل می‌دهند تا پاکیزه شده و از آلودگی‌ها و امراضی که داشته پاک گردد.

دو) سلامت

حضرت رضا (علیه السلام) در دعاهای گوناگون از خدا سلامتی طلب می‌کند. ایشان همچنین از خدا می‌خواهد روح جدّش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در سلامتی نگه دارد.

امام رضا (علیه السلام) خطاب به مأمون فرمود:

ای امیرمؤمنان! جسد همچون زمین پاک هست. در صورتی که از حیث آباد کردن و آب دادن مراقبت شود به گونه‌ای که نه آن اندازه آب دهند که غرق شود و نه آن اندازه کم آب باشد که [پژمرده و] خشک گردد، در این حالت، آبادانی آن دوام می‌یابد و خیزش زیاد می‌شود و زراعتش نموّ [و برکت] پیدا می‌کند و اگر درباره ی آن غفلت ورزند، آن زمین، تباه و بی حاصل می‌گردد و گیاه در آن نمی‌روید. بدن آدمی نیز همین گونه هست یعنی اگر در حدّ اعتدال به آن رسیدگی شود و نیازهایش مرتفع گردد، تندرست و از بیماری‌ها در امان هست.

اکنون آنچه را درباره ی برنامه [و تدبیر] فصول سال و ماه‌های رومی در هر فصل مقرّر هست، جداگانه یادآوری می‌کنیم و آنچه را از غذاها و آشامیدنی هایی که بایسته می‌نماید از آنها دوری شود و [نیز] کیفیت حفظ سلامتی را از گفتار گذشتگان بیان می‌نمایم.

سه) عافیت

امام رضا (علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان در دعا به هنگام خروج از منزل چنین نقل می‌فرماید:

به نام خداوند بخشنده مهربان بیرون آمدم به حول و قوه ی الهی نه به حول و قوه ی خود بلکه به حول و قوه ی تو‌ای پروردگار من در حالتی که در معرض نصیب و قسمت تو باشم پس عافیت و سلامت روزی من گردان.

چهار) نظافت

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

نظافت از اخلاق انبیا هست.

 

حضرت رضا (علیه السلام) زمانی که به نیشابور رسید در محله‌ای به نام فوزا فرود آمد. آن بزرگوار در آنجا توصیه نمود تا حمامی بنا کنند و قناتی حفر نمایند. سپس آن حضرت در آب حوض حمام غسل نمود و در مسجد نماز گزارد و سپس این امر سنّت شد و آن حمام معروف به حمام رضا (علیه السلام) گشت.

پنج) مرض

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

بیماری مؤمن موجب پاک شدن او از گناهان و لغزش‌ها هست، و نیز رحمت خداوند بر اوست، و برای کافر موجب عذاب و لعنت بیماری دست از گریبان مؤمن برندارد تا او را از گناهان پاک سازد.

 ۲) فلسفه احکام و خواص خوردنی ها

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

هرگاه مردم گناهانی مرتکب شوند که بی سابقه هست، خداوند برای آنها بلاهای جدید پدید می‌آورد که آن را نمی‌شناختند.

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

علّت غسل عید و جمعه و غسل‌های غیر از این ایام بزرگ داشتن پروردگار توسط بنده هست و همچنین سبب پاکی و پاکیزگی بنده از جمعه‌ای تا جمعه دیگر باشد.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

علّت غسل میّت این هست که او را غسل می‌دهند تا پاکیزه شده از آلودگی‌ها و امراضی که داشته پاک گردد.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

بیماری مؤمن موجب پاک شدن او از گناهان و لغزش‌ها هست و نیز رحمت خداوند بر اوست، و برای کافر موجب عذاب و لعنت و بیماری دست از گریبان مؤمن برندارد تا او را از گناهان پاک سازد.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

مصرف زیاد تخم مرغ و عادت به خوردن مداوم آن موجب افزایش حجم طحال و ایجاد نفخ و باد بر سر معده می‌شود.

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

خوردن مداوم انجیر بدن را فربه و چاق می‌کند.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

نوشیدن آب سرد پس از غذای گرم و در پی مصرف شیرینی دندان‌ها را فاسد می‌کند.

امام رضا (علیه السلام) درباره اثر خوردن زیاد گوشت گاو و حیوانات وحشی می‌فرماید:

مصرف زیاد گوشت حیوانات وحشی و گاو، موجب خشکاندن چشمه‌های عقل [کاهش عقل و اندیشه] و سردرگمی درک و فهم [ابهام و کندذهنی] و تحجّر ذهنی [دیرفهمی و کاهش درک ذهنی] و فزونی نسیان و فراموشی می‌گردد.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

انسان با داشتن چهار امر، استطاعت اقدام به عملی را خواهد داشت؛ اینکه مانعی از اقدام به عملی نداشته باشد، بدن او سالم باشد، عضوی که می‌خواهد کاری انجام دهد نیرومند و سالم باشد و برای انجام عملی که در نظر داشته سبب از جانب پروردگار رسیده زمینه آماده شود.

۴) اهمیّت بدن

امام رضا (علیه السلام) در آغاز رساله ذهبیه فرمود:

به فضل خداوند متعال پناه می‌جویم. امّا بعد، نامه‌ی امیر به من رسید؛ نامه‌ای که در آن از من خواسته بود تا ضرورت‌های مورد نیاز در خصوص تجربیات و شنیده‌های مورد تأیید در زمینه ی مواد غذایی و نوشیدنی‌ها و به کارگیری داروها و شیوه‌های درمانی فصد (خون گیری از رگ)، حجامت، حمام، استعمال نوره (داروی نظافت و موبَر)، امور جنسی و غیره در عرصه ی استحکام و سامان بخشی و تنظیم بدن انسان را توضیح دهد و تبیین نموده، به آگاهی او رسانم.

بدان که خداوند عزّوجلّ بنده‌ای را به بیماری مبتلا نمی‌کند مگر این که یک شیوه ی درمانی (دوا) برایش نهاده و برای هرگروه از بیماری ها، یک طرح و شیوه ی درمانی خاص قرار داده هست (به کار بردن کلمه ی تدبیر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هست؛ زیرا ساماندهی بدن انسان به سان سامانه‌ی مدیریت کشور هست.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

بدان خدایت رحمت کند خدای تبارک و تعالی خوردن و نوشیدنی را مباح نکرده جز برای آن چه در آنست از سود و چیزی را حرام نکرده جز برای زیان و تلف و تباهی که در آنست. هر چه سود بخش و نیروده جسم و تن هست، حلال بوده و هر زیان آور و کشنده حرام هست؛ چون زهرها، مردار، خون، گوشت خوک، درنده‌های نیش دار، چنگال داران از پرنده‌ها و آنها که چینه دان ندارند.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

چون گرسنه شوی بخور و زمانی که تشنه شدی بنوش، زمانی که نیاز به قضای حاجت پیدا نمودی قضای حاجت نما، جز برای نیاز جماع نکن و زمانی که نیاز به خواب پیدا کردی بخواب که اینها سبب تندرستی می‌باشند.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

پرهیز اساس هر دارو هست و معده خانه هر درد می‌باشد. تن را به هر چه عادت کرده وادار و ترک عادت مکن.

چرا یارانه مددجویان بهزیستی واریز نشده است

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با پاسخ به سوال چرا یارانه مددجویان بهزیستی واریز نشده است در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) از مصوبه جدید دولت درمورد چگونگی واریز مستمری مددجویان خبر داد و گفت :

از پایان آبان ماه ، مبلغ مستمری مددجویان به جای حساب یارانه ای به حساب مستمری آن ها واریز می گردد .

پرویز فتاح در گفتگو با ایسنا درمورد تاثیر اقدامات انجام شده به خصوص افزایش مستمری ها در کاهش فقر مطلق گفت :

با همکاری دولت و مجلس در سال جاری بر میزان مستمری های دریافتی مددجویان نهادهای حمایتی افزوده شد که اثرات مثبتی به دنبال داشت ،

اما افراد بسیاری خارج از جامعه هدف ما قرار دارند که گرفتار فقر هستند .

چرا یارانه مددجویان بهزیستی واریز نشده است چرا یارانه مددجویان بهزیستی واریز نشده است

چرا یارانه مددجویان بهزیستی واریز نشده است

باید به شعار دکتر روحانی مبنی بر رفع فقر مطلق پرداخته شود .

برای تحقق این امر لازم است ابعاد مختلف ، هزینه ها ، آمار و منابع تامین آن مشخص شود .

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) درباره واریز مستمری ها از طریق حساب یارانه ای مددجویان نیز گفت :

در هفت ماه اخیر به این صورت بود و مستمری ها که افزایش یافت به حساب یارانه مددجویان واریز می شد اما این روش تغییر خواهد کرد .

هفته گذشته در جلسه کمیسیون اقتصادی دولت مصوب شد که از پایان آبان ماه این مبالغ به حساب مستمری های کمیته امداد و مددجویان واریز شود .

این موضوع در دولت هم تصویب می شود و از ماه آینده دیگر مستمری ها به حساب یارانه ای واریز نخواهد شد بلکه به حساب خود مددجویان پرداخت می شود .

امیدواریم این مطلب از اخبار اجتماعی مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته چرا یارانه مددجویان بهزیستی واریز نشده است اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

به گفته خبرگزاری تسنیم، اکبر یوسفی هافبک اسبق تیم‌های پاس و بهمن تهران و تیم ملی فوتبال ایران با حکم مدیران باشگاه نفت تهران به عنوان سرپرست منصوب شد و از بازی با مشکی‌پوشان در کنار این تیم قرار خواهد گرفت.

دیدار تیم‌های نفت تهران و سیاه‌جامگان روز جمعه ساعت ۱۵ در ورزشگاه تختی تهران برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/

آیا قصد دارید در کانادا یک کسب و کار راه‌اندازی کنید؟ آیا به دنبال فرصت سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچک در کانادا می‌گردید؟ ما در این‌جا بعضی فرصت های کسب و کاری کوچک و پرسود را در کانادا به شما معرفی می‌کنیم.

۴۰ فرصت سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچک در کانادا

اقتصاد کانادا نیز مانند دیگر کشورهای توسعه‌یافته در سلطه‌ی صنایع خدماتی هست. بیش از سه چهارم کانادایی‌ها در این بخش مشغول هستند. به استناد بانک جهانی، کانادا در رتبه‌ی سوم فهرست راحت‌ترین کشورها برای انجام کسب و کار هست. انجام فرآیندهای ثبت نام و کسب مجوزهای لازم در این کشور تنها یک روز زمان می‌برد.

مطلب مرتبط: ۱۳ بهترین فرصت های کسب و کار کوچک در ۲۰۱۸

در ادامه ۴۰ فرصت سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچک در کانادا را به شما معرفی می‌کنیم:

۱. خدمات طراحی و خیاطی

۲. تعمیرگاه ماشین

۳. آموزشگاه رانندگی

۴. تعویض روغن سیار

۵. کارواش سیار

۶. پخش و توزیع لوازم جانبی و یدکی

۷. خدمات یدک‌کش خودرو

۸. کیترینگ

۹. نظافت

۱۰. مشاوره تبلیغات

۱۱. مشاوره برای بهبود ظاهر افراد و سازمان‌ها

۱۲. مشاوره بازاریابی اینترنتی

۱۳. آژانس روابط عمومی

۱۴. مشاوره سئو

مطلب مرتبط: ۱۲ بهترین ایده های کسب و کار کوچک در ایران

۱۵. برنامه‌ریزی ازدواج

۱۶. سالن زیبایی

۱۷. چهره‌پرداز (گریمور)

۱۸. سالن پادیکور و مانیکور

۱۹. ماساژ

۲۰. اتاق سونا

۲۱. تجارت الکترونیک

۲۲. شرکت سرمایه‌گذاری فرشته

۲۳. مؤسسه حسابرسی

۲۴. مرکز وصول مطالبات

۲۵. داد و ستد فارکس

۲۶. کتابداری

۲۷. خدمات تهویه مطبوع

۲۸. تعمیر وسایل منزل

۲۹. فروش و نصب دوربین مداربسته

۳۰. رنگ‌آمیزی منزل

۳۱. مدیریت املاک

۳۲. بازاریابی پورسانتی

۳۳. بلاگ‌نویسی

۳۴. استفاده از سایت clixsense و کسب درآمد آنلاین

۳۵. طراحی گرافیکی

۳۶. طراحی داخلی

۳۷. پر کردن پرسشنامه‌های آنلاین

۳۸. نگهداری از آکواریوم

۳۹. مراقبت از حیوانات خانگی

۴۰. تصویر گرفتن از حیوانات خانگی


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- فاطمه بختیاری دزفولی

منبع: businessideas

 ۴۰ فرصت سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچک در کانادا


 

این حرف و اعتقاد که دولت اسلامی کاری به جهنم و بهشت مردم ندارد، کاملا غلط هست. اینکه نمی خواهد به زور مردم را به بهشت ببرد، به یک معنا کاملا غلط هست.

صحبت های اژه ای در همایش ناجا و تمدن نوین اسلامی

حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول قوه قضاییه، در همایش ناجا و تمدن نوین اسلامی، گفت: همه ما باور داریم که آفریده ای هست و آفریننده ای. جهان هستی و آفرینش دارای نظم و انضباط خاص و هدفی هست.

همچنین قبول داریم که آفریننده جهان هستی علیم، رحیم و رحمان هست و می دانیم که اشرف آفرینندگان انسان هست و انسان به واسطه تفکر و تعقلش از سایر مخلوقات ممتاز هست.

اژه ای با بیان اینکه انسان به دلیل همین تفکر و تعقل می تواند در سایر اجزای هستی تصرف کند و با استعداد و ظرفیتی که خدا در او نهاده به اعلی علیین صعود کند یا به اسفل السافلین سقوط کند، گفت: باور داریم که دین اسلام، دین جامع، کامل و کافی برای رسیدن انسان به قله سعادت هست.

دین اسلام، دینی به هم پیوسته هست و همه اجزای آن از یک روح برخوردار هست و این دین جامع و کامل اگر به آن عمل کنیم، ما را به اعلی علیین می رساند و مانع سقوط ما می شود.

وی با بیان اینکه، ۴ دهه قبل، انقلابی در ایران به وقوع پیوست که رهبر آن اسلام شناسی بود که مراتبی از کمالات عالی را طی کرده بود، گفت: آیا پایه گذاری نظام اسلامی کفایت می کند؟

اژه ای پاسخ داد: نظام اسلامی کارگزار متناسب با این نظام را می خواهد. وقتی می تواند مفید و موثر باشد که دولتمردان و کارگزارانی با بینش همین انقلاب اسلامی، عهده دار اجزای آن باشند. اگر چنانچه کارگزاران نظام اسلامی، بینش شان اسلامی نبود و با بینش انقلاب اسلامی مغایرت داشت، یعنی بینش آنها التقاطی بود و کسری داشت، نمی توانند نظام اسلامی را محقق کنند. 

نظام اسلامی ما مبتنی بر لااله الا الله هست. هم جذب دارد و هم دفع. هم سلب و هم ایجاب دارد. هم شمشیر و هم کتاب دارد و در مقابل ظلم و ظالم می ایستد. اگر ظالم قابل اصلاح نباشد، او را مجازات می کند و در مقابل مظلوم خشوع و خضوع و مهربانی دارد. هم لا دارد و هم الا الله. هم کفر به طاغوت دارد و هم ایمان به الله. یعنی یکسویه نیست.

اگر کارگزاران نظام اسلامی با این بینش باشند، یعنی همه اسلام و اسلام جامع در همه ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نیروی انتظامی را ببینند، این نظام می تواند اقشار مختلف جامعه را به سمت سعادت و کمال ببرد. این حرف و اعتقاد که دولت اسلامی کاری به جهنم و بهشت مردم ندارد، کاملا غلط هست. اینکه نمی خواهد به زور مردم را به بهشت ببرد، به یک معنا کاملا غلط هست.

وظیفه دولت اسلامی این هست که بستر را برای رشد همه فضائل اخلاقی آماده کند. انسانها به سوی سعادت و کمال بروند و هدایت و تربیت شوند، موانع سر راه رسیدن به سعادت و زندگی مطلوب رفع شود. باید موانع رسیدن به سعادت انسانی از مسیر حکومت اسلامی برداشته شود.

اگر با گفتن و تذکر و اقدامات نرم، موانع رفع نشد، لازمه اش این هست که با اقدامات سخت تری موانع برداشته شود. باید موانع رسیدن به سعادت انسانی از مسیر حکومت اسلامی، برداشته شود.

سخنگوی قوه قضائیه، با اشاره به هدف جمهوری اسلامی، گفت: هدف جمهوری اسلامی این هست که کل جامعه، اسلامی شود و از این منظر می توان تمدن نوین متصف به اسلامی بودن پایه گذاری کرد. با بینشِ بخشی نگری نمی توان به تمدن اسلامی رسید.

وی با تقدیر از نیروی انتظامی گفت: نیروی انتظامی مخلص، جهادگر و به فکر آینده هست. البته این به این معنا نیست که نقطه ضعف ندارد. باید تمام ضعف ها را برطرف کرد.

سخنگوی دستگاه قضا با طرح این سوال که نیروی انتظامی چگونه می تواند ما را به سمت تمدن نوین اسلامی ببرد، گفت: در وهله اول، باید ببینیم نظم و انضباط در دین جامع و کامل اسلام چه جایگاهی دارد. قطعا نقش و اهمیت امنیت و نظم در دین اسلام، جایگاه رفیع و مهمی هست که همه باید برای ایجاد آن اهتمام و سرمایه گذاری کنند.

اسلام برای برقرارکنندگان نظم و امنیت، ارزش والایی قائل هست و برای کسانی که سد راه امنیت می شوند، مجازات بزرگی در نظر گرفته هست.

سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به نقش دوم نیروی انتظامی، گفت: بحث دوم، همین ماموریت هایی هست که در قانون اساسی برای نیروی انتظامی تعریف شده هست. کدام دستگاه را سراغ دارید که با همه سطوح کشور سر و کار داشته باشد و با همه اقشار جامعه مرتبط باشد. انسان از زمانی که متولد می شود تا لحظه مرگ با نیروی انتظامی سر و کار دارد.

حال این سوال مطرح هست که، آیا کسی که در این حوزه عمیق، فعال و گسترده حضور دارد، چه نقشی می تواند ایفا کند. قطعا کمک او بسیار موثر و تاثیرگذار هست.

امروز نیروی انتظامی، پویا و مورد اعتماد هست، اما اگر بخواهیم به آن مقصد عالی برسیم، یعنی تمدن نوین اسلامی، آن هم در دوران جاهلیت مدرن، نباید به این ها بسنده کنیم و نباید به داشته هایمان راضی باشیم. ما راه طولانی را در پیش داریم.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: mehrnews.com

loading…

loading…


کد خبر:


‘;

$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “

با موفقیت ارسال شد

“+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent4_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}

function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}

استاد شکوئی به رغم مهارت تام در نوازندگی تار ایرانی، با شکسته نفسی و تواضع تمام می گوید: ‘البته من هیچ ادعایی مبنی بر نوازندگی ندارم’.
شکوئی که بسیار شیرین سخن و شوخ طبع هست، در گفت و گو با خبرنگار آینده برتر، خودش را این گونه معرفی می کند: متولد اول مرداد ۱۳۳۳ شمسی در شهر بناب هستم، ولی خیلی زود به تبریز مهاجرت کردیم(شش سالگی). از طرف پدری، مراغه ای و از طرف مادری بنابی ام. ابتدایی را در مدرسه خیابانی تبریز خواندم و پس از سه سال حضور در دبیرستان نظام از آنجا فرار کردم و در دبیرستان طالقانی (منصور سابق) ریاضی خواندم.
من نوازندگی ساز را از زمان مرحوم ارمغانی آغاز کرده ام، البته پدرم موافق تار نبود، اما حساب کنید که من در داخل رختخوابم هم با تار مشغل بودم و با آهنگ ‘شادی’ آقای شریف، خودم را مشغول می کردم.
هشت سالم بود، وقتی مرا به عروسی های آن زمان می بردند، به رغم صغر سن، با شنیدن تار مرحوم ‘شولان’ از خود بیخود می شدم.
پدرم خیلی جوان فوت کرد و من کلاس های ویولون را پس از چهار سال آموزش مداوم و در شرایطی که به جاهای خوبی رسانده بودم، ترک کردم.
وارد دبیرستان نظام شدم و در آنجا هم عضو انجمن موسیقی بودم.
بعدا در اداره بهداری استخدام شدم و در حین خدمت نیز کارشناسی خواندم.
مشروح این گفت و گو را در سطرهای زیر بخوانید؛
-س: از چندسالگی واد عالم موسیقی شدید؟
-ج: از ۱۵ سالگی پیش مرحوم استاد ارمغانی که در ‘نوبار قاپیسی’ هنرکده داشت، ویولون نواختم. چون در آن زمان تار را تقبیح می کردند، پدرم موافق تارنوازی من نبود و می گفت ابزار موسیقیایی شیک و جدیدی به نام ویولون آمده که بهتر هست آن را بنوازی.
-س: و شما به توصیه پدر عمل کردید؟
-ج: بعد از مرگ پدر که جوانمرگ شد، باز به دنبال تار رفتم. در آن زمان آموزشگاه موسیقی به شکل امروزی در تبریز نبود و آقای ‘عذاری’ نیز بسیار کهنسال بود.
-س: چگونه با استاد بیگجه خانی آشنا شدید؟
-ج: من از طریق تلویزیون و اهالی موسیقی با پنجه طلایی استاد بیگجه خانی آشنا شدم. البته در آن زمان کار تدریس، سینه به سینه و ادراکی بود و شیوه های مدون آموزش موسیقی خیلی رواج نداشت. مثلا دانشجویان هنر دانشگاه تهران، نواختن های استاد بیگجه خانی را به نظاره می نشستند و هر کس به فراخور حالش از این خرمن، خوشه ای می چید و چیزی یاد می گرفت.
-س: نحوه یادگیری شما از مرحوم استاد بیگجه خانی چگونه بود؟
-ج: من از استاد بیگجه خانی بین ۱۵ تا ۲۰ پیش درآمد به صورت جسته و گریخته یاد گرفته ام و تاکید می کنم که کوچک ترین ادعایی مبنی بر شاگردی وی ندارم. سه ردیف ماهور و چهارگاه و شور را نیز در خدمت استاد داود آزاد در سال های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ در تبریز فرا گرفته ام.
-س: نخستین کنسرت تان کی برگزار شد؟
-ج: نخستین کنسرتی که در آن تار نواختم، مهر ماه سال ۱۳۶۸ شمسی، به همت آقایان ودود مظهری و استاد جدی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص)، بازگشت آزادگان و نکوداشت استاد شهریار در سالن فتح خیبر تبریز با حضور چهار هزار تماشاگر بود که توسط صدا و سیما برگزار شد. قرار بود برنامه سه روزه باشد، اما به دلیل استقبال گسترده مردم ۱۰ روز به طول کشید و هر روز اجرای کنسرت نیز سالن محل برگزاری پر می شد؛ این نخستین کنسرت بعد از انقلاب در تبریز بود.
-س: چگونه شد که به تهران رفتید؟
-ج: سال ۱۳۷۰ آقای محسن نوربخش، از خوانندگان جوان و شاگردان بسیار مستعد استاد شجریان، ۶ نفر را از شش استان کشور برای اجرای برنامه در دانشگاه تهران به مناسبت دهه فجر در گروه موسیقی ‘مولوی’ دعوت کرد؛ من در آن کنسرت، پیش درآمد استاد بیگجه خانی را که از قبل آماده کرده بودم، نواختم؛ بعد از آن ۲ سال به مناسبت دهه فجر از دوازدهم تا بیست و دوم بهمن زیر نظر استاد فرهمند و در قالب گروه ‘مولوی’ در دانشگاه تهران برنامه اجرا کردیم.
-س: پرداختن جدی به موسیقی در طول تمام این سال ها ادامه داشت یا انقطاعی نیز حاصل شد؟
-ج: بعد از سال ۱۳۷۲ به دلیل بزرگ شدن دخترانم و شرایط خاص زندگی، بیشتر در محافل موسیقیایی و انجمن ادبی تبریز موسیقی نواختم و در کنسرت ها حضور نداشتم. مهم ترین مشوق من در این سال ها، مرحوم استاد عبدالله واعظ بود که چهارشنبه ها، جلسه تفسیر حافظ و سه شنبه ها نیز مثنوی خوانی داشت و من بعد از هر برنامه نیز می نواختم؛ تا پنجم خرداد ۱۳۷۹ که استاد به دیار حق شتافت، من نیز پای ثابت جلسات حافظ و مثنوی خوانی بودم – البته آقای شکوئی شکسته نفسی می کند و می گوید که کفش جفت می کردیم !!!.
-س: آن جلسات چه وضع و ترتیبی داشت؟
-ج: همه فرهیختگان تبریز در آن جلسات حضور می یافتند و شرکت در آن برای من نیز افتخاری بود؛ آقایان دکتر عباسعلی رضایی، جمالی شبستری، هریسچی و قیطانچی، طباطبایی مجد و صدها عنوان و نام دیگر از سراسر ایران در این جلسات حضور می یافتند.
-س: در این مدت تدریس نیز کردید؟
-ج: از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ در آموزشگاه موسیقی ‘آوای شهریار’ که زیر نظر آقای خسرو نژادآریا اداره می شد، به مدت دو سال کلاس آموزشی نیز داشتم. پس از آن حدود ۱۰ سال موسیقی به شکل حرفه ای را کنار گذاشتم.
-س: چگونه به محفل استاد بیگجه خانی راه یافتید؟
-ج: در مقطعی که اوج هنرمندی و هنرنمایی آقای بیگجه خانی بود، به طریقی به محفل وی راه پیدا کردم. در آن زمان غیر از آقای آشتیانی و قبل از وی هم آقای عذاری (استاد آقای آشتیانی)، کسی تار {ایرانی} در تبریز آموزش نمی داد. داستان از این قرار بود که در سال ۱۳۵۶ من به موسسه ‘حفظ و اشاعه موسیقی سنتی تبریز’ در محله گلباد که موسیقی ایرانی، آموزش می داد، رفتم و آقای آشتیانی که انسان بسیار صادقی هست، چون مهارت مرا در ویولون و نت دید، گفت که با من عقب می مانی، برو اتاق دیگر با آقای بیگجه خانی شروع کن. من تا اسم آقای بیگجه خانی را شنیدم، ناخواسته و از شادی، چشم هایم پر اشک شد.
-س: نخستین برخورد مرحوم استاد بیگجه خانی با شما چگونه بود؟
-ج: آقای بیگجه خانی رو به من کرد و گفت آقا می دانی که من نت درس نمی دهم؛ اکنون من آهنگی را می نوازم و تو باید با صدای دست هایت آن را تقلید و دنبال کنی. استاد رنگی را نواخت و من نیز با کف زدن، همراهی کردم. استاد بیگجه خانی پسندید و گفت یک عدد تار بخر و دوشنبه ها برای آموزش پیش من بیا. این روال سه ماه طول کشید؛ من از پیش درآمد اصفهانی، نی داوود، با استاد آغاز کردم. چون آشنایی با پرده های ویولن داشتم و پرده ها را درست می گرفتم، آغاز کار راحت بود.
-س: بعد چه اتفاقی افتاد؟
-ج: بعد از سه ماه دیدم استاد بیگجه خانی پیدایش نیست، پرسیدم استاد کجاست، گفتند به جشن هنر شیراز رفته و یک سال نیست. استاد بیگجه خانی در آن سه ماه پیش درآمدهای اصفهان و بیات ترک را به من گفته بود و من در آن یک سالی که استاد در تبریز نبود، با همین ها گذران کردم. بعد از آن نیز انقلاب به پیروزی رسید و من تازه بعد از گذشت یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موفق شدم بار دیگر استاد بیگجه خانی را پیدا کنم.
-س: در آن زمان استاد بیگجه خانی کجا زندگی می کرد؟
– ج: در آن زمان در خیابان شهریار شهرک ولیعصر در مجتمع مسکونی صدا و سیما، به استاد بیگجه خانی و استاد سلیمی، هر کدام یک واحد آپارتمانی داده بودند که آنجا سکونت داشتند. من به آقای بیگجه خانی گفتم که استاد من یک دوربین فیلمبرداری خریده ام. در آن زمان با آقای پایاب و برادرش خسرو که او نیز در زمینه تئاتر فعال هست، به شکل خودجوش و از روی ذوق شخصی به این فکر افتاده بودیم که با سه چهار تن از اساتید بنام فرهنگ و هنر مصاحبه کنیم و کلیپ برداریم. در آن زمان کلیپ ها صامت و سه دقیقه ای بود و باید می رفت و در آلمان ظاهر می شد. میکس صدا روی کلیپ نیز در آن سال ها کار بسیار پرمشقتی بود که آقای پایاب با ظرافت تمام از عهده اش بر می آمد و انجام می داد.
-س: واکنش آقای بیگجه خانی به پیشنهاد شما چه بود؟
-ج: وقتی به آقای بیگجه خانی گفتم که می خواهیم از شما مصاحبه و کلیپ تهیه کنیم، وی که در آن روزها حوصله نداشت و در آن فضای انقلابی شان و منزلتی برایش قایل نبودند، گفت من حوصله این کارها را ندارم. بخصوص اینکه از خانه های سازمانی صدا و سیما نیز بیرونش کردند و مجبور شد به منزل خودش در کوچه سنجران برگردد؛ البته خانه که چه عرض کنم، یک اتاق در پایین و اتاق دیگری در طبقه بالا بود؛ استاد بیگجه خانی وقتی اصرار مرا دید، گفت بیا آنجا (سنجران) و وقتی من تار می زنم شما هم کلیپ ات را بردار. اولین کلیپ سه دقیقه ای را که ما در منزل اصلی استاد در سنجران برداشتیم، باز هم کار متوقف شد. بعد از آن استاد را با خودروی ژیانم به منزلم در کوی لاله می بردم، صحبت می کردیم و من به محض ورود استاد، ضبط را روشن می کردم تا صحبت ها و آهنگ های وی را ضبط و ثبت کنم.
-س: اکنون آن نوارها را دارید؟
-ج: آن نوارها را استاد داود آزاد از من گرفت و برد و در جواب حرف های من مبنی بر اینکه صدای این نوارها مبهم هست و به درد نمی خورد و حاوی آموزش های استاد بیگجه خانی برای من هست، گفت که تو کاری نداشته باش.
-س: شما خودتان را شاگرد استاد بیگجه خانی می دانید یا نه؟
-ج: اینکه عده ای می گویند من شاگرد استاد بیگجه خانی هستم، اصلا این طور نیست. من حداکثر ۲۰ پیش درآمد با استاد کار کردم؛ من این افتخار را داشتم که ۷ سال تمام و به شکل مداوم پرستاری استاد را تا دم مرگ کنم. در بمباران ۱۳۶۵ شمسی وقتی دشمن بعثی ترمینال قدیم تبریز را که در فاصل اندکی از سنجران قرار دارد، زد، رفتم منزل استاد و دیدم متکا را جلوی تارش گذاشته تا سپر باشد.
حساب کنید در چنین حال و هوایی که فضای رعب و وحشت بر شهر حکمفرماست از استاد بیگجه خانی بخواهی که دنباله بیات ترک را برایت درس بدهد و من هرگز چنین جسارتی نکردم؛ استاد هر وقت حوصله داشت، چیزهایی می گفت و من تا به امروز با آن آموخته ها و داشته ها، گلیم خودم را از آب بیرون کشیده ام.
-س: بالاخره شما آن آموزش ها را شکلی از کلاس درس به حساب می اورید یا نه؟
-ج: ۱۰۰ درصد، اما به هر حال آموزش به شکل کلاسیک و شناخته شده نبود و بریده بریده به مدت چهار سال از محضر استاد بیگجه خانی کسب فیض کردم. استاد ساعت ۱۷ عصر فانوس به دست می گرفت و می گفت که در تاریکی شب جلوی چشمانش را نمی بیند. بعدا من از اداره بهداشت، برای حضور در کلاس درس استاد، مرخصی ساعتی می گرفتم. ما کلیپ ها را برای خودمان گرفتیم و هیچ تصوری از اینکه این کلیپ ها بعدا چه منبع تصویری ارزشمندی از حیات استاد بیگجه خانی خواهد بود، نداشتیم.
-س: وقتی استاد بیگجه خانی درگذشت شما کجا بودید؟ پس از مرگ استاد چه اتفاقی افتاد؟
-ج: آن روزها و سال ها گذشت تا اینکه استاد ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ شمسی چشم از جهان فروبست. خوشبختانه در آن تاریخ استاد داریوش پیرنیاکان و استاد قیطانچی در تبریز حضور داشتند، اما بتول خانم، همسر استاد گفت که بنده مانند پسر آقای بیگجه خانی هستم و من برای شناسایی و تحویل جسد به سردخانه رفتم. آقای دکتر پورخامنه ای نیز که از دوستان من و طبیب معالج استاد بود، آمد.
خانم استاد می گفت مراسم تدفین استاد به سادگی و در اسرع وقت انجام گیرد، اما آقای قیطانچی گفت چنین چیزی امکان ندارد؛ من نیز با بیان اینکه آقای شجریان و دیگر اساتید می خواهند به مراسم ختم بیایند، بتول خانم را راضی کردم که از ایده خود دست بردارد؛ مرحوم جواد آذر از نخستین کسانی بود که از تهران آمد. استاد شجریان نیز چون خارج از کشور بود، دسته گل فرستاده بود. البته استاد شجریان در مراسم چهلم استاد بیگجه خانی شخصا حضور داشت و بر سر قبر استاد آواز خواند. در مراسم تشیع و تدفین همه بزرگان عرصه هنر و موسیقی آمده بودند.
-س: کلیپ های ضبط شده از استاد بیگجه خانی را چه کردید؟
-ج: من کلیپ های تهیه شده از استاد را همین طور پیش خود نگه داشتم و به کسی ندادم. سال بعد از مرگ استاد بیگجه خانی، استاد شجریان به مکتب استاد عبدالله واعظ آمده بود. من زندگی ام از این مکتب آغاز شده هست. استاد شجریان و استاد واعظ در آن دیدار ۶ ساعته در یک اتاق باهم اختلاط کردند. بعد از آن دیدار بود که استاد شجریان پیام تاریخی خود با مضمون ‘… من خاکپای مردم ایرانم …’ را به آقای جهاندار داد.
-س: از دیدار استاد شجریان با مرحوم واعظ چیزی در خاطر دارید؟
– ج: در آن دیدار یکی از همراهان استاد شجریان از قول استاد گفت که شما فیلمی از استاد بیگجه خانی دارید و آقای شجریان علاقه مندند آن را رویت کنند و من نیز با وجود اینکه فکر می کردم کلیپ ما چیز آبرومندانه ای نیست، آن را به همراه یک دستگاه آپارات به همراه استاد شجریان تقدیم کردم. استاد شجریان آن قدر انسان دقیقی هست که بعد از یک هفته آپارات و کلیپ را توسط یکی از مسافران تبریز به من بازگرداند.
-س: سرانجام کلیپ چه شد
-ج: بعد از آن کلیپ آپاراتی تهیه شده از استاد بیگجه خانی به مدت بیش از ۲۰ سال در نزدم من ماند تا این اواخر که تلگرام رایج شد، آقای محمود مونسی تلاش زیادی برای پارازیت گیری کلیپ آپارات کرد که نتیجه مطلوب هم نداد و کلیپ از کیفیت افتاد. البته من بعد از ۳۰ سال با دیدن کلیپ در فضای مجازی و انتشار آن خوشحال شدم. این کلیپ را سه ماه نیز فقط به خاطر تماشای افشاریه استاد بیگه خانی، به آقای آزاد امانت دادم.
کلیپ تهیه شده توسط من و دوست عزیزم از استاد بیگجه خانی در دهه ۱۳۶۰ شمسی، ۲۵ دقیقه هست که با لحاظ میکس صدا از ۱۰ کلیپ سه دقیقه ای تشکیل شده هست. آقای پایاب در مقام فیلمبردار این کلیپ ها در آن زمان، برای ثبت و ضبط دقیق حرکات انگشتان استاد بیگجه خانی، تلاش طاقت فرسایی را متحمل شد.
-س: در محضر استاد بیگجه خانی با چه کسانی آشنا شدید؟
-ج: من هیچ ادعایی مبنی بر شاگردی استاد بیگجه خانی ندارم، هر چند یار و مونس استاد در سال های آخر عمر ایشان بودم و مرحوم آقای جبار جباری، استاد جمشید علیزاده، مرحوم استاد لطفی، استاد حسین علیزاده، استاد فرهاد فخرالدینی و خیلی های دیگر را در همان خانه ساده و محقر استاد در کوی سنجران دیدم و افتخار آشنایی پیدا کردم.
-س: کار فیلمبرداری تان در مورد شخصیت های فرهنگی دیگر نیز ادامه یافت؟
-ج: البته در آن زمان بنا داشتیم کار فیلمبرداری از بزرگان و زعمای فرهنگ و هنر تبریز را ادامه دهیم. بر همین اساس نیز به واسطه ارتباطی که دایی ام با مرحوم استاد شهریار داشت، در مرحله دوم فیلمبرداری به منزل ایشان رفتیم. چون در این مرحله در کار فیلمبرداری اندکی پخته تر و خبره تر شده بودیم، کلیپ استاد شهریار بسیار زیبا از آب درآمد.
-س: آن کلیپ را دارید؟
-ج: مجموعه فیلمبرداری از استاد شهریار نیز شامل ۱۱ حلقه کلیپ به مدت ۳۵ دقیقه بود. روز فیلمبرداری آخرین قسمت از استاد شهریار، در سر خیابان مقصودیه، ظرف چشم به هم زدنی خودم را ولو در زمین دیدم. نگو چند دقیقه قبل از آن مرحوم آیت الله قاضی طباطبایی را ترور و شهید کرده اند و ما نیز بی خبر از همه جا و دوربین به دست وارد فضای انقلابی و هیجانی خیابان امام شده ایم.
-س: بعد چه اتفاقی افتاد؟
-ج: دوربین فیلمبرداری آقای پایاب در کسری از دقیقه خرد شد. کارت هایمان را بیرون آوردیم که ما کارمند تراکتورسازی هستیم. البته در آن فضا، حق با آنان بود. آن بند گان خدا فکر می کردند ما آمده ایم از عوامل ترور کلیپ تهیه کنیم. یک حاج آقایی بود که بسیار انسان فهمیده ای بود و از توضیحات ما قانع شد. او خطاب به ما گفت دوربین تان که شکسته شد آن دیگر هیچ. کلیپ را هم همین جا آتش بزنید و آقای پایاب نیز از ترسش بدون هیچ حرف و حدیثی کلیپ را آتش زد. آن کلیپ حاوی نکات ظریفی از خاطرات و صحبت های استاد شهریار بود که همه از بین رفت.
-س: بزرگ ترین آرزویتان چیست؟
-ج: کاش نهادهای متولی فرهنگی سه دهه بعد از درگذشت استاد بیگجه خانی که به دلیل فضای خاص آن سال ها و جنگ، در سکوت گذشت، مراسم بزرگداشت و نکوداشتی در شان مقام هنری و موسیقیایی وی برگزار کنند.
-س: نظرتان درباره استاد داود آزاد چیست؟
-ج: من بعد از درگذشت استاد بیگجه خانی، دو سال نیز با استاد داود آزاد کار کردم. آقای آزاد، خلف شایسته و بحق استاد بیگجه خانی و از بی ادعاترین اساتید موسیقی ایرانی هست که مضراب های استاد را با تعهد و مسئولیت پذیری کامل اجرا می کند. آقای محمود نامداری نیز که از شاگردان آقای آزاد هست، با جدیت مسیر استاد بیگجه خانی را دنبال می کند.
-س: بخواهید استاد بیگجه خانی را توصیف کنید؟
-ج: در مورد مظلومیت، مناعت طبع و بزرگی استاد بیگجه خانی هر چه بگویم، کم گفته ام. در آن زمان – دهه ۱۳۶۰ – ثروتمندان بزرگی در این شهر بودند، اما دریغ از یک آبگرمکن که برای استاد بخرند. آن مرحوم تا آخر عمرش فانوس به دست به حمام ‘یخچال’ – در خیابان فلسطین – رفت و آمد کرد. حالا این را مقایسه کنید با روزهایی که به گفته خودش با دو عدد فایتون به دنبالش می آمدند و این طرف و آن طرف فایتون را هم چراغ می گرفتند. استاد خودش تعریف می کرد که من یک طرف فایتون و فرنام ( استاد محمود) طرف دیگر فایتون می نشستیم و با عزت و احترام ما را به برنامه می بردند.
استاد بیگجه خانی می گفت که ۳۰ سال آفتاب ندیده ام – بس که استاد در برنامه های مختلف به ویژه عروسی ها تمام شب را تار نواخته بود و فولاد آبدیده شده بود. آقای عبدلی که تز دکترای خود را درباره استاد بیگجه خانی نوشته، یک بار به من تلفن زد و گفت که اگر صدا وسیما یک صحنه از صحنه هایی را که شما از تارنوازی استاد ضبط کرده اید، ضبط می کرد، برای عالم موسیقی بس بود.
مصاحبه از: عزیزی راد
۵۱۸

انتهای پیام /*

مهندس مهدی  چمران؛ رئیس سابق شورای شهر تهران در گفتگو با خبرنگار شهری رفاهی خبرگزاری فارس  با اشاره به اظهارنظر جدید شهردار تهران در خصوص اداره شهر تهران گفت: اصولاً ارائه اسناد و مستنداتی درباره اداره دوازده‌ساله شهر تهران نیازمند رعایت شرط و شروط مختلفی هست که توجه به انصاف جزء اصلی آن به شمار می‌رود. تأکید بر انصاف به جهت مشاهده مواردی هست که مردم به چشم خود در کلان‌شهر تهران مشاهده می‌کنند ازاین‌رو اظهارنظرهای ارائه‌شده آن‌هم در جایگاه آقای نجفی باید بر اساس مستندات صحیح و سلسله مبانی قابل قبولی باشد که با مشاهده‌های شهروندان از تغییر وضعیت شهر تهران در مدت یاد شده در تضاد نباشد.

 وی در ادامه  بابیان اینکه مردم شاهدین واقعی پیشرفت‌های شهر تهران هستند خاطرنشان شد:  قطعاً مردم تهران در یک مقایسه ساده به این موضوع اعتقاددارند که شهر در سال‌های اخیر شاهد تغییرات ویژه‌ای بوده نه‌تنها تهران را با سایر شهرهای ایران بلکه با شهرهای  توسعه‌یافته جهان مقایسه کرده و تغییرات مثبت و مطلوب آن را تائید می‌کنند. سرعت پیشرفت پایتخت گواه این موضوع هست؛ هرچند که در هر نهادی ممکن هست تخلفی  صورت گرفته باشد اما در مقایسه با تهران پیش از مدیریت آقای دکتر قالیباف ادعاهای مطرح‌شده آقای نجفی کاملاً بی‌اساس و در تضاد با حقیقت عملکردی شهرداری تهران هست. حال این  سؤال مطرح می‌شود آیا عملکرد آقای نجفی در دوران فعالیت‌های مختلف ایشان اعم از دوران وزارت خالی از عیب و نقص هست؟یقیناً با بررسی عملکرد ایشان بخصوص در وزارت آموزش‌وپرورش پاسخ این سؤال منفی هست.

رسم عیب‌جویی در مدیران اصلاح‌طلب

مهندس چمران با انتقاد از عملکرد فرار به جلو و عیب‌جویی از مدیران سابق در عملکرد مدیران اصلاح‌طلب تصریح نمود: متأسفانه در کشور رسم ناصحیح و غیرمنصفانه‌ای پایه‌گذاری شده به‌نحوی‌که انتخاب هر مسئول و مدیر جدیدی به‌جای آنکه محلی برای اثبات خود و عملکرد مثبتی در افق‌های پیش رو باشد به‌نوعی ایرادگیری و عیب‌جویی از مدیران قبلی تبدیل‌شده هست. این رسم غلط به دنبال آن هست تا کم‌کاری وعدم تعهد مسئولین جدید را به کار و مسئولیت خویش به را با مقصر نشان دادن مدیران قبلی توجیه کند. اصولاً انتخاب مدیران جدید در راستای افزایش بهره‌وری و به‌کارگیری فکرها و استعدادهای نو در جهت توسعه و پیشبرد اهداف در حوزه‌های مختلف هست درحالی‌که در ایران گویی مدیر جدید نه‌تنها فعالیت‌های قبلی را دنبال نمی‌کند بلکه با عیب‌جویی و ایرادگیری که مشخص نیست اصلاً واقعیت داشته باشد!به دنبال توجیه عدم مسئولیت‌پذیری خود و نهاد ذی‌ربطش هست. چنین مدیرانی تلاش می‌کنند با بسنده کردن به عیب‌جویی تنها بر این موضوع تأکید کنند که فعلاً وظیفه ما اصلاح فعالیت‌های قبلی و جبران گذشته‌هاست نه به‌کارگیری برنامه‌های راهبردی و عملیاتی در راستای توسعه و توفیق روزافزون‌تر.

رسم ناجوانمردانه و غیرمنصفانه نجفی

وی در خصوص عملکرد مچ‌گیری بعضی از مسئولین همانند آقای نجفی گفت: بی‌شک بعضی از مسئولین پایه‌گذار سنت ناپسندی شده‌اند که بسیار غیرمنصفانه و ناجوانمردانه هست. چنین مدیرانی به‌جای برنامه‌ریزی و تلاش در خدمت به مردم تمام هم‌وغم خود را مصروف پیدا کردن ایرادی از مدیریت قبلی می‌کنند تا به‌نوعی با مچ‌گیری درملأعام فریاد بزنند که مدیران قبلی خلاف‌کار بوده و متأسفانه لغت خائن وخیانتکاری و کار دیمی کردن را به آن‌ها نسبت دهند!!

رئیس سابق شورای شهر تهران با انتقاد از رویه مدیران اصلاح‌طلب در دامن زدن به بی‌اعتمادی مردم به مسئولین خاطرنشان شد: جای تعجب دارد که آقای دکتر نجفی با چه استدلالی تیشه به ریشه اعتماد مردمی می‌زنند؟ ایشان نیز پا جای پای دولت آقای روحانی گذاشته‌اند که به‌جای رسیدگی به امور مردم و حل مشکلات تنها به دنبال مقصر نشان دادن مسئولین پیش از خود هستند. مردم در چنین وضعیتی دائم گفته‌هایی مبنی بر دروغ‌گو بودن و خیانت‌کار بودن مسئولین پیشین می‌شنوند! آیا در چنین فضایی نباید از مردم انتظار داشت که از مسئولین سلب اعتماد کرده همه را سرتاپا یک کرباس بخوانند؟ آیا عملکرد مسئولین سایر کشورهای دنیا نیز این‌گونه هست؟این رسم ناصحیح مدیریتی را از کجا آموخته‌اند که همواره از آن در رفع عدم تعهد خود به مردم بهره‌مند‌می شوند؟ طبعاً باید به این اصل کلی معتقد باشیم که تداوم چنین روش‌های غیراخلاقی به معنای ضربه زدن به  اعتماد عمومی مردم هست؛ چراکه یکی از مهم‌ترین ارکان و پایه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اعتماد مردم به‌نظام هست درحالی‌که متأسفانه روش‌های جدید و سیاست‌های آقایان اصلاح‌طلب اعتماد مردم را کاملاً نشانه گرفته هست.

 

همت دکتر قالیباف برای توسعه تهران

وی با اشاره به خدمات انجام‌شده در شهرداری دکتر قالیباف خاطرنشان شد: قطعاً خدمت‌گزاری هر مسئولی به‌خودی‌خود بر مردم روشن هست پس‌نیازی به دادوفریاد یا بی‌انصافی کردن نیست. زمانی که ما وارد شورای شهر شدیم می‌توانستیم همانند عملکرد امروز آقایان با دادوبیداد و انتقاد و ناسزا شورای منحل شده اول را به چالش بکشیم اما چون هدف اعضا ترمیم امور و خدمت‌گزاری به شهر و شهروندان بود با عبور از موارد انتقادی به دنبال راهکارهایی برای توسعه شهر بودیم که خوشبختانه جمله : رایحه خوش‌خدمت در شهر استشمام می‌شود بیانگر نوع نگاه خدمتگزارانه  اعضا به شهر و شهروندان و مؤید تلاش آن‌ها برای اصلاح گذشته بود. مردم تهران به‌خوبی پیشرفت‌های زیرساختی شهر را لمس کرده‌اند. توسعه مترو از چند ایستگاه به ۲۸۶کیلومتر مترو بدون در نظر گرفتن خطوط فرعی و ایستگاهی و..که  افزون بر ۳۰۰کیلومتر هست نیازی به ویرانه خواندن شهر تهران ندارد. شهرداری در صورتی به توسعه شهر اهتمام داشت که همواره به لحاظ دریافت بودجه‌ای از سوی دولت‌ها در تحریم قرار داشت بااین‌حال آقای دکتر قالیباف با تدابیر و تمهیدات درآمدزایی و تنظیم بودجه به توسعه شهر پرداخت. ما سال گذشته بودجه ۴ هزارمیلیاردی مترو برای امسال پیش‌بینی کردیم که مسئول آن آقای سرخو از همکاران اصلاح‌طلب بودند. این  پیشنهاد با استقبال و تصویب شورا مواجه شد چگونه باوجود چنین طرح و برنامه‌ها و قوانینی می‌توان تمام عملکرد شهرداری را صفر نامید و از شهر به‌عنوان شهر سوخته و ویران یاد کرد.

مهندس چمران در خصوص اسناد و طرح‌های توسعه‌ای شهر گفت: هیچ‌گاه نمی‌توان شفافیت‌های ملی و حرکت‌های بسیار ارزنده‌ی حسابرسی‌هایی که شورای شهر آغازگر آن بود را نادیده گرفت. این حسابرسی‌ها که نه‌تنها به‌هیچ‌وجه در شرکت‌های کوچک شهرداری باب نبود در خود شهرداری هم انجام نمی‌شد که شورای شهر ابرای اولی بار این اصل را موردتوجه و پیگیری قرارداد. موارد یادشده مؤید آن هست که عملکرد شهرداری و شورای شهر بر اساس استراتژی مدون  بوده هست که از آن  میان می‌توان به تنظیم سند چشم‌انداز بیست‌ساله تهران  که اینک به‌عنوان سند بالادستی در اختیار اعضای شورای پنجم هست اشاره کرد.

بهتر هست قبل از هر قیل‌وقالی شهردار محترم تهران عملکرد مجموعه خود را عنوان کنند

وی دراین‌باره افزود: طرح جامع تهران  و ارائه طرح تفصیلی بعد از سال ۴۹ بیانگر سیاست‌های مدیرانه ای بود که در مدت‌زمان کوتاهی با مشاوره بهره‌مندی از حضور ۲۸مهندس متخصص ارائه شد. شهرداری تا پیش‌ازاین برنامه خاصی برای اداره شهر تهران نداشت و تا جایی که می‌شنیدیم شب‌ها جایی جلسه می‌گذاشتند که از فردا تصمیم جدیدی را به مرحله اجرا بگذارند که چقدر بلندمرتبه‌سازی داشته باشند یا مانع آن شوند! چنین تصمیماتی که نتیجه بی‌برنامگی برای ده میلیون شهروند بود هیچ‌گاه توسط آقایان در بوق وکرنا دمیده نشد درحالی‌که ایشان با بی‌انصافی کامل به طرح‌های ارائه‌شده راهبردی و مهمی که در توسعه و پیشرفت  شهر تهران بسیار کارساز بوده اصلاً توجهی ندارند.

مهندس چمران با انتقاد از بیان توهین‌آمیز آقای نجفی و استفاده از کلمات غیرمعمول اظهار داشت: موضوع حسابداری نقدی و غیر نقدی که برای اولین بار در تاریخ شهرداری و در کشور از هم تفکیک شد به‌گونه‌ای که هنوز وزارتخانه‌های ما چنین روی‌ای ندارند و توسعه شهر در حوزه‌های مختلف اعم از مهندسی؛ عمرانی؛ زیرساختی و فرهنگی موضوعی نیست که بتوان با کلمه دیمی آن را به سخره گرفت و از کنار این‌همه دستاورد عبور کرد. بهتر هست با توجه به خدمات شایان‌ذکر و قابل‌تقدیر شهرداری تهران در دوازده سال گذشته کلمات دیمی و خیانت که توسط آقای نجفی بیان شد را به فرهنگستان لغت ببریم شاید معنای دیگری غیر ازآنچه معنای اصلی آن هست داشته باشد! بهتر هست قبل از هر قیل‌وقالی شهردار محترم تهران عملکرد مجموعه خود را عنوان کنند که کدام‌یک از پروژه‌های نیمه‌تمام را اجرا کرده یا به مرحله اجرا رسانده‌اند؟ آیا قیل‌وقال‌های تکراری چیزی جز سیاه نمایی و جبران عدم کارآیی آقایان در شهرداری و شورای پنجم نیست؟ متأسفانه بی‌انصافی در روایت‌های شهردار تهران و دوستانشان در شورای شهر موج می‌زند و به نظر می‌رسد بعضی بادبزن در دست دور آتش نشسته‌اند تا آن را باد بزنند درحالی‌که غافل هستند دود بی‌اعتمادی مردم به چشم خود آن‌ها نیز خواهد رفت.

انتهای پیام/

به گفته افکارنیوز،

در روایات و احادیث پیامبر اکرم (ص) و همچنین بزرگان و امامان معصوم (ع) بسیار به «سلام کردن» و واجب دانستن جواب «سلام» سفارش شده هست.

رسول اکرم (ص) فرمودند: «بخیل کسى هست که از سلام کردن دریغ مى‌‌کند». بنابر این، آنچه در روایات آمده‌هست که پیامبر اسلام (ص) همواره در «سلام کردن» از دیگران پیشی می‌گرفتند و هیچ‌گاه کسی نتوانست در سلام کردن بر آن حضرت سبقت بگیرد، امر عجیبی نیست؛ زیرا آن حضرت به حقانیت اسلام و احکام این دین الاهی یقین کامل و فوق العاده داشتند و در مقابل دستورات خداوند متعال مطیع محض بودند. از طرف دیگر ایشان اسوه و الگوی مسلمانان بودند، و به آنچه می‌فرمودند: خود عمل می‌کردند و با عنایت به این که با عمل خود مردم را به رعایت دستورات اسلام دعوت می‌کردند تا جامعه اسلامی از نتایج آن بهرمند شود. در سایه همین دستورات بود که دوستی و محبت بین مسلمانان رواج یافت.

 

به اهمیت سلام کردن بارها اشاره شده هست، اما با مطرح کردن این سوال که آیا جواب دادن سلام در هنگام اقامه نماز واجب هست یا خیر؟ نظر مراجع تقلید را در متن زیر مشاهده کنید.

 

مقام معظم رهبری: اگر شخصی به گروهی سلام کند و بگوید: «السلام علیکم جمیعاً»، و یکی از آنان مشغول نماز باشد، آیا بر او هم جواب سلام واجب هست، حتی اگر دیگران جواب سلام را داده باشند؟

 

ج: اگر کس دیگرى جواب آن را بدهد، نماز گزار اقدام به جواب گفتن نکند.

 

آیات عظام گلپایگانی، اراکی، صافی: باید همان طور که او سلام کرده جواب دهد مثلًا اگر گفته «سلام ٌ. علیکم» در جواب بگوید «سلام ٌ. علیکُم»، ولی در جواب «علیکم السّلام» (آیت الله اراکی: بنا بر احتیاط واجب) باید بگوید «سلام ٌ. علیکم».

آیت الله سیستانی: باید جواب دهد، ولی جواب باید مثل سلام باشد یعنی نباید بر اصل سلام اضافه داشته باشد مثلًا نباید در جواب بگوید «سلام ٌ. علیکم و رحمه اللّه و برکاته» بلکه بنا بر احتیاط لازم نباید لفظ «علیکم» یا «علیک» را بر لفظ سلام در جواب مقدّم بدارد اگر آن کسی که سلام کرده این چنین نکرده باشد؛ بلکه احتیاط مستحب ّ. آن هست که جواب کاملًا همان طور که او سلام کرده، باشد مثلًا اگر گفته «سلام ٌ. علیکم» در جواب بگوید «سلام ٌ. علیکم» و اگر گفته «السّلام علیکم» بگوید «السّلام علیکم» و اگر گفته «سلام ٌ. علیک» بگوید «سلام ٌ. علیک»، ولی در جواب «علیکم السّلام» می‌تواند «علیکم السّلام» یا «السّلام علیکم» یا «سلام علیکم» بگوید.

آیت الله مکارم شیرازی: جواب او واجب هست، امّا جواب باید مانند سلام باشد مثلًا اگر گفت: «السّلام علیک» در جواب بگوید «السّلام علیک» و اگر بگوید «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام ٌ. علیکم» حتّی اگر بگوید «سلام» در جواب باید بگوید «سلام».

آیت الله بهجت: باید مثل سلام او جواب بدهد؛ بنا بر این اگر گفت: «سلام ٌ. علیکم»، جواب بگوید: «سلام ٌ. علیکم» و اگر گفت: «السّلام علیک»، باید در جواب بگوید: «السّلام علیک».

مسأله ۱۱۳۸ انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز فوراً بگوید و اگرعمداً یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری طول دهد، که اگر جواب بگوید جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.

آیت الله مکارم شیرازی : مسأله در غیر نماز هم جواب سلام واجب، امّا سلام کردن مستحب ّ. هست و باید جواب را طوری بگوید که جواب سلام محسوب شود، یعنی اگر زیاد فاصله بیندازد که جواب محسوب نشود کار حرامی کرده و جواب دادن واجب نیست.

 

ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با جزئیات کامل عنوان ساعت رومانسون ساخت کجاست در خدمت شما دوستان گرامی هستیم .

بی شک ساعت رومانسون یکی از برندهای معتبر و پرطرفدار ساخت ساعت در دنیا می باشد .

این برند در ایران نیز طرفداران خود را دارد و بسیاری افراد می خواهند بدانند که این برند به کدام کشور تعلق دارد .

در ادامه با ما همراه شوید .

ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی 1 ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی

ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی

کمپانی ساخت ساعت رومانسون در سال ۱۹۸۸ در شهر Romanshorn در سوئیس تاسیس شد .

جالب است بدانید که این کمپانی از ساختار قلب مکانیکی برای ساخت ساعت الهام گرفت .

در شهر Romanshorn بسیاری از تولیدکنندگان و طراحان مشهور ساعت در دنیا متولد شده اند .

ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی 2 ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی

کمپانی رومانسون تاکنون محصولات خود را در بیش از ۷۰ کشور در جهان به صورت رسمی عرضه می کند .

نکته قابل توجه و جالب در مورد این کمپانی این است که شرکت رومانسون در یک سال بیش از ۲۵ میلیون دلار سود از فروش ساعت کسب می کند .

امیدواریم این مطلب از بخش دانستنی مورد پسند شما دوستان گرامی قرار گرفته باشد .

پیشنهاد می کنیم از سایر مطالب فارسی ها دیدن نمایید .

نوشته ساعت رومانسون ساخت کجاست اصلی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

صفحه 11 از 405
»... قبلی 78910111213141516 بعدی 203040...«